X
تبلیغات
سيستانيها در گلستان

سيستانيها در گلستان
 
قالب وبلاگ
چندی قبل با گشت و گذار در سایتهای استانی و بخصوص گرگان به مطلبی برخوردم که جالب ! بود.

برای کسانی که سیستانیها را به عنوان مهاجر و غیر بومی خطاب میکنند توصیه میشود که به اینجا سری بزنند:

مرکز بزرگ اجتماعی فرزانگان جلین


در بین مطالب صفحه فوق (تاریخچه جلین) مطلبی ست با عنوان:

چگونگی تشکیل چهار محله: عرب، پائین محلی، ایزد (یابو محلی) و تازیکی.............حتماً بخوانید.....


برچسب‌ها: جلین, مهاجرت, عرب, تازیکی, پایین محلی, ایزد
[ جمعه دوازدهم خرداد 1391 ] [ 13:41 ] [ منصور ]

دکتر عبدالحسین ناصری

کاندیدای دور دوم انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی

نامزد مورد حمایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی و جبهه متحد اصولگرایی

کد نامزد ( 82 )

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 0:59 ] [ منصور ]
 آقای کدخدایی سخنگوي شوراي نگهبان از تاييد صحت انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در 40 حوزه انتخابيه از جمله گرگان و آق قلا خبر داد.
برچسب‌ها: انتخابات, مجلس نهم, تأیید, شورای نگهبان, گرگان
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 23:45 ] [ منصور ]
با پایان رأی گیری و شمارش آراء ، نتیجه انتخابات در حوزه گرگان وآق قلا اعلام شد.

از جمع 253،572 !!!رای ماخوذه در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا.....


برچسب‌ها: ناصری, آب شناس, طاهری, امامی, انتخابات, مجلس نهم, گرگان
ادامه مطلب
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 11:48 ] [ منصور ]

همسرم برایم ناهار آورد ، بی میل بودم. با اینکه از شب قبل هیچی نخورده بودم اما اشتها نداشتم.غذا را خورده و نخورده دراز کشیدم. چشمانم را بستم و به اتفاقات یکی دو روزه اخیر فکر میکردم که ......


برچسب‌ها: گلستان, مدیر مازندرانی
ادامه مطلب
[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 8:30 ] [ منصور ]

در مورد انتخابات و فضای موجود آن و سایر حواشی و اتفاقات وناملایمات و بد اخلاقی ها و سکوتها!! و ..... بحث و نکته زیاد است که گفتنش دردی را دوا نمیکند.

شاید اگر فرصتی بود به آن میپردازیم...شاید....

چون نوشداروی بعد از مرگ سهراب شده است.......


برچسب‌ها: انتخابات, مجلس نهم, گرگان
[ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 12:45 ] [ منصور ]
آخرین خبر........

آقای دکتر عبدالحسین ناصری به عنوان یکی از دو کاندیدای مورد حمایت جبهه متحد اصولگرایان در گرگان انتخاب و معرفی گردید.


برچسب‌ها: ناصری, جبهه متحد, نماینده, انتخابات, مجلس, گرگان
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 21:49 ] [ منصور ]
آخرین خبر........

خانم قدسیه آبشناس به عنوان یکی از دو کاندیدای مورد حمایت جبهه ایستادگی در گرگان انتخاب و معرفی گردید.

منبع پایگاه اطلاع رسانی جبهه ایستادگی ایران اسلامی


برچسب‌ها: آبشناس, جبهه ایستادگی, نماینده, انتخابات, مجلس, گرگان
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 13:30 ] [ منصور ]

گرگان و آق قلا

قدسیه آب شناس، اسماعیل اسلامی مرزن کلاته، عبدالطیف اسمعیلی، عیسی امامی، حالت قلی ایزدی، محمودرضا بنی یعقوبی، فرهاد توماج، سید مهدی جعفری، قاسم حاجی محمدی تقر تپه، علیرضا حیدری، سید امید رضوی، ابوالحسن ریاحی، مختار زرگرانی، محمد شادفر، حبیب شعبانی، حسین صفرزاد، احمد صیادی، احمد تاتار، سدعلی طاهری، نقی طبرسا، محمد مهدی قلیچ لی، زهرا محمدی رستم کلاته ، عبدالحسین ناصری، محمد ابراهیم نعمیمی طبیعی و عباسعلی داودی بالاجاده 25 نامزد تایید صلاحیت شده در حوزه گرگان  آق قلا هستند.

 

گنبدکاووس

عیسی امیدفر، عبدالصمد بردی پور، احمد دستمرد، سلمان عباسی، علی لکزانوری، تاشاجان ایرانی، سلیمان هاشمی و فریدون هیوچی هشت نامزد نهایی این حوزه هستند.

 

رامیان و آزادشهر

حسن حسین زاده، سید قاسم حسینی، رضا صابری، عباس صادقی کیا، عبدالعلی صفری، مجید عراقی، محسن فروتن، مرادعلی منصوری، علیرضا میرعرب رضی، مجتبی یازرلو و محمدرضا میردلیر یازده داوطلب نهایی این حوزه هستند.

 

علی آبادکتول

علیرضا ثمره کول، محمدرضا جعفری، آسیه بیگوم سیدی، اسدالله قره خانی، ولی الله کردکتولی، سید محسن میرکتولی، مختار مهاجر و رحمت الله نوروزی هشت نامزد نهایی این حوزه هستند.

 

مینودشت، گالیکش و مراوه تپه

رضا آریانپور، ایوب بدراق نژاد، سلیمان تنومند، سید نجیب حسینی، حسین خان احمدی، محمد شریف نیا، غلامعلی شهمرادی، علی محمد ملکان، محمد محسن ممشلی عبدالکریم رجبی و عباس طالع زاری 11 نامزد تایید صلاحیت شده این حوزه هستد.

 

کردکوی، ترکمن،بندرگز و گمیشان

عبدالجلال ایری، محمد قلی حاجی ایری، رحمت الله جلالی، عبدالله جهانشاهی نوکنده، غفارعلی عسگری، عبدالحکیم فیروزی، قربان دوردی قورلی زاده، مهدی ملکی و محمدجواد نظری مهر  9 نامزد این دوره هستند.

 

الیاس نادران از  حوزه گنبدکاووس به حوزه انتخابیه تهران تغییر حوزه داد و فریدون هیوچی از حوزه رامیان به گنبد و محمدرضا میردلیر از حوزه مینودشت به رامیان تغییر حوزه داد.


برچسب‌ها: انتخابات, مجلس نهم, آب شناس, ناصری, گرگان, گلستان
[ جمعه پنجم اسفند 1390 ] [ 0:57 ] [ منصور ]

1- در تاكسي نشسته بودم كه شخصي گفت ديروز( 4 شنبه 28 ديماه 90  )جهت دريافت بليط قطار به ايستگاه راه آهن گرگان رفتم(بقيه نقل به مضمون).طبق اطلاع قبلي بليط در شب فقط از ساعت 7 تا 8 شب فروخته ميشود.

ساعت 7 شب به باجه فوق مراجعه ميكني اما متصدي مربوطه نيست.از خانه محترم مسئول "باجه اطلاعات(INFORMATION)"ميپرسي :كسي نيست؟ ايشون ميگه الآن مياد.

خلاصه ساعت 7:30 مسئول محترم بليط فروشي( يك جوان تركمن) از طبقه بالا نزول ميكنند و وارد باجه ميشوند و در همان حال به خانم فوق ميگويند:ايول به هاوش......

خلاصه متوجه ميشويم كه برادر گرانقدر مشغول تماشاي پخش زنده مسابقه واليبال هاوش گنبد و كاله آمل و نگران بازي بوده و صد البته نگران وقت مراجعين نبودند.جالب اينجاست كه به محض مراجعت اعلام كرد تا روز يكشنبه بليط ندارند.كسي نيست بگويد آقا وقت ما را گرفتي بيخيال حداقل يك كاغذ يادداشت به شيشه ميزدي و مينوشتي كه تا روز.... بليط نداريم و يا به خانم مسئول اطلاعات ابلاغ ميشد كه به مراجعين پاسخ داده شود.

*هنوز بنده حيران اسم و شرح كار مسئول باجه اطلاعات هستم.....

2- جهت كار اداري ساعت 8 صبح به سمت يك روستا ميروي.در مسير يك خودرو پ‍‍ژو جلوي شما ميرود.به محض رسيدن به روستا ميبيني كه داخل مدرسه شد.از يكي از اهالي روستا ميپرسي اين كي بود.ميگه معلم هست.

ميگم چرا ساعت 8:20 مياد.مگه ساعت 7:30 مدرسه باز نميشه.ايشون ميگه روستا هست ديگه هر وقت خواستن ميان و نظارتي هم نيست.

3- مشغول تماشاي بازي پيروزي و ذوب آهن هستي و گزارشگر مشغول معرفي بازيكنان و داوران و ... كه ناگهان خشكت ميزنه.گزارشگر در معرفي داور چهارم ميگويد: كمك داور چهارم آقاي محمد اسدي از استان " گرگان"!!!!!

4- به مغازه يكي از آشنايان ميروي .ميبيني سمت ديگر خيابان پر از خودروهاي تاكسي تلفني هست اما خبر از دفتر يا ... نيست.از روي كنجكاوي ميپرسي اينها اينجا چكار دارند؟دوستت ميگويد 100 متر پايين ترآژانس را پلمب كرده اند ولي صاحبش قبل از پلمب تلفن را روي خونه يك نفر ديگه انتقال داده(DIVERT كرده) و كماكان به خدمتگزاري خلق الله مشغول ميباشد.....

5- مدتهاست كه در فيلمها و سريالها ميبينيم كه بازيگراني نقش سربازان را بازي ميكنند اما موي سر آنها بلند ميباشد و يا داراي مدل مو و ريش و ... ميباشند كه مطابق واقعيت نبوده و بدجوري توي ذوق ميزند.در اين بين فقط آقاي حسيني باي (خبرنگار صدا و سيما) به مخاطب احترام گذاشته و به منظور تهيه گزارش اصول را رعايت كرده و با كوتاه كردن موي سر وارد محيط پادگاني گرديد بدون زيرپا گذاشتن كوچكترين قوانين مربوطه. نظر شما چيست؟


برچسب‌ها: نظر, شما, چيست, گفت و شنود, اتفاقات
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 9:43 ] [ منصور ]
خانم قدسیه آبشناس و چشم انداز نوین سیاست و مردمداری در استان گلستان به نقل از وبلاگ هامون


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منتظر نوشته ها و مطالب ديگري از اين كانديداها و يا ساير كانديداهاي مورد نظر ميباشيم..


برچسب‌ها: انتخابات, مجلس نهم, آب شناس
[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 10:40 ] [ منصور ]

طبق آخرين اطلاعات علاوه بر خانم آب شناس و دكتر ناصري ، آقايان شيخ ويسي وصيادي هم كانديدا شده اند.

ضمن آرزوي موفقيت براي اين عزيزان اميدواريم كه اشخاص فوق به تفاهم رسيده و با بررسي جوانب و مشورت ، تصميم مناسب را اخذ و اجرا نمايند.


برچسب‌ها: انتخابات, مجلس نهم, ناصری, آب شناس, شیخ ویسی, صیادی
[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 0:35 ] [ منصور ]

از روز شنبه 3 / 10 / 90 انتخابات مجلس نهم با ثبت نام كانديداها آغاز شده و بايد بيش از 2 ماه به انتظار فرجام انتخابات نشست.

در اين ميان آقاي عبدالحسين ناصري نماينده فعلي مجلس و خانم قدسيه آبشناس كانديداي ادوار قبلي مجلس و شوراها از چهره هاي مطرح سيستاني بوده كه حضور آنها به عنوان كانديدا قطعي شده و از چند وقت پيش نيز فعاليتهاي خود را گسترده نموده اند.هر دو كانديدا داراي طرفدار و داراي پتانسيل جهت انتخاب شدن ميباشند.البته بنا به تجربه چندين دوره گذشته بايد منتظر حضور ديگر كانديداهاي سيستاني و احتمالاً تلاش بزرگان براي جمع بندي و بررسي كانديداها و توصيه به انصراف افراد با شانس ضعيف تر و معرفي كانديداي واحد باشيم.

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 22:27 ] [ منصور ]
شروعي دوباره ..............
[ جمعه هجدهم آذر 1390 ] [ 12:56 ] [ منصور ]
بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي.......................

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 19:51 ] [ منصور ]
مسئوليت اين متن به عهده راوي آن است:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
احمد(سيستانيها در كتول):

سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری گرگان
http://www.cs.gorgan.ir/U-News.aspx?NID=117
در بخشهایی از این مطلب می خوانیم (به قلم دکتر معطوفی :پژوهشگر وتاریخ شناس گرگانی اصل ):
وقایع جرجان و استراباد از قرن 3 تا 5 هـ ق

در این سه قرن چند حکومت در ایران سربرآوردمد. حکومت طاهریان (206-259 هـ) توسط طاهر ذوالیمینین سردار بزرگ مامون خلیفه عباسی بنیان گزارده شد. در عهد طلحه یکبار شهر جرجان محل سرکوب دیلمیانی بود که به نوشته ابن اثیر در سال 263 هـ قتل عام شدند.

در عهد صفاریان (247-393 هـ) یعقوب لیث مجبور شد به بهانه تعقیب چند تن از مخالفان خود به گرگان، استرآباد و طبرستان بیاید. بعلاوه جانشین و برادر او عمرولیث هم با فرمان خلیفه وقت، حکم حکومت چند ناحیه، از جمله گرگان را به دست آورد.
این مطلب گواهی بر حاکمیت سیستانیها بر گرگان در 1100 سال پیش است .
این جملات را در گوگل جستجو کنید:((اولین شعر فارسی)) - ((پدر زبان پارسی بعد از اسلام در ایران )) _((یعقوب لیث صفاری ))
این مطالب ، مطالبی بود که در وبلاگ گرگان ما ( علی نصیبی ) قرار دادم اما متاسفانه منتشر نکرد . آقای نصیبی ما سیستانیهای شیعه ایرانی از همه شیعه تر و بعد ایرانی تر و فارس تر هستیم .خدا تو شاهد باش که ما برتری طلب نیستیم .
حتی زرتم المقابر؛ تا آنجا که به زیارت و دیدار قبر
ها رفتید و قبور مردگان خود را بر شمردید.

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 9:26 ] [ منصور ]
در سالهاي دور 2 معلم داشتيم.يكي معلم علوم تجربي و ديگري معلم ادبيات فارسي

رفتار اين 2 معلم در كلاس جالب بود.

معلم تجربي: نظريه ايشان اين بود » نيم ساعت درس فشرده و سفت و سخت و  بالافاصله پرسش از همان درس و سپس يك ساعت تفريح و شوخي و خنده ! و .... و البته اگر درس را ياد نميگرفتيم يك فقره شلنگ!! منتظر نواختن دستهايمان بود.

معلم ادبيات: و نظريه ايشان اين بود » تدريس درس بصورت آرام و آهسته و با طمأنينه و هميشه 10 - 15 دقيقه آخر كلاس اختصاص داشت به ...........

اجراي نمايش.از اينجا كه ايشان سابقه طولاني در نويسندگي - كارگرداني و بازيگري تئاتر و نمايش داشتند هميشه دقايق پاياني كلاس را به اجراي تك نفره نمايشهايشان اختصاص ميدادند.

به نظر شما كدام روش درس دادن بهتر بود.....؟

استاد يحيي ديواني هميشه در دل ما جاي دارند و هميشه اجراهاي ايشان در كلاس با آن حس و حال هميشگي كه گويي بر روي سن تئاتر قرار دارند در اذهان ما باقي مانده است.

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 8:4 ] [ منصور ]

همزمان با روز جهاني گردشگري 5 مهرماه(27 سپتامبر)كه از سوي سازمان جهاني گردشگري، با عنوان 'گردشگري پيونددهنده فرهنگ‌ها' نام گذاري شده است

پنجمين جشنواره فرهنگ اقوام ايران زمين

5 لغايت 8 مهر ماه 1390در محل دائمي نمايشگاه هاي بين المللي استان گلستان برگزار مي شود.

جشنواره پنجم فرهنگ اقوام ايران زمين با حضور هنرمندان سراسر كشور، سفراي كشورهاي همسايه فارسي زبان و هنرمندان خارجي از كشورهاي آسياي ميانه و همجوار، همچون تركمنستان، قزاقستان، تاجيكستان، آذربايجان، افغانستان، ارمنستان، پاكستان، گرجستان و ... برگزار مي شود.

در اين دوره از جشنواره نيز نمايندگان شبكه هاي تلويزيوني فعال در كشور نظير المنار به زبان عربي، روشا تودي به زبان انگليسي، پرس تي وي به زبان انگليسي، سحر به زبان عربي و ... حضور خواهند داشت.

برگزاري نمايشگاه سراسري صنايع دستي، جاذبه هاي گردشگري استان هاي كشور، سوغات استان ها و اجراي مراسم آييني و موسيقي اقوام از برنامه هاي اين جشنواره ميباشد.

[ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 ] [ 10:56 ] [ منصور ]

چند روز پيش از طريق يكي از دوستان مطلع گشتيم كه اختلاف قديمي بين چند گروه از ساكنين روستاي زنگيان به درگيري شديد منجر گرديده كه در اين حوادث به چندين منزل و مكان خسارات شديدي وارد شده و چندين نفر مجروح و يك نفر فوت نموده است.

طبق روال معمول باز هم اين خبر سانسور گرديده و در هيچ (تأكيد ميكنم هيچ) سايت و يا وبلاگ خبري و عمومي و استاني و....درج نگرديده است و براي اولين بار اين وبلاگ به انعكاس آن اقدام نموده است.

نكته قابل توجه اينكه در اين نزاع ها كه بين طوايف ويزواري و مازندراني رخ داده ، از سلاح سرد و گرم(تفنگ) نيز استفاده گرديده و نيز تعدادي از خانه ها به آتش كشيده شده است.

در اين ميان طرفهاي درگير از ورود ماشين آتش نشاني و نيروهاي امدادي و پليس به صحنه جلوگيري نموده و در چند مورد اقدام به حمله به نيروهاي انتظامي و خودروهايشان نمودند.

همانگونه كه ميبينيد مشابه اين اقدامات در 9 ماه قبل و در حسن آباد اتفاق افتاد كه در درگيري فوق از سلاح سرد و گرم و ايجاد آتش سوزي عمدي استفاده گرديد و از ورود نيروهاي امدادي و آتش نشاني و پليس به محل جلوگيري به عمل آمد.

روي سخنم با مسئولين شهري و استاني ميباشد.

آقايان مسئول اگر در واقعه حسن آباد با آمرين ، مسببين و عوامل حمله و درگيري برخورد مناسب و به موقع و قاطع ميشد آيا باز هم حوادث اينچنيني رقم ميخورد؟

آيا اگر با حاملين و استفاده كنندگان از سلاحهاي سرد(كه از قضا دستگاه قضايي شديدترين مجازاتها را براي آن در نظر گرفته)در واقعه حسن آباد برخورد ميشد آيا باز هم كسي جرأت ميكرد دست به سلاح ببرد؟

وقتي نسبت به برخورد با اتفاقات اينچنيني سهل انگاري و سستي شود مطمئناً مزه خوش درگيري بدون مجازات ، زير زبان عده اي مزه كرده و آن وقت است كه بايد قيد امنيت و آزادي و ... را زد.آن وقت ديگر نميتوان اين اسب لجام گسيخته و افسار بريده را مهار كرد و او را كنترل كرد.

هنوز هم دير نشده و ميتوان ريشه اين بي قانوني و رفتار ناهنجار اجتماعي را خشكاند تا ديگر شاهد درگيري و استفاده از سلاحهاي سرد و گرم و ... نباشيم.

[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 0:14 ] [ منصور ]
امروز در سايت رجا نيوز مطلبي را خواندم كه جاي تأسف دارد.چيزهايي شنيده بودم اما نه به اين وسعت.شما هم بخوانيد و به عمق فاجعه پي ببريد:

معاینه زنان باردار توسط دانشجویان پسر

اگرچه کمبود پزشک زن معضلاتی را به وجود آورده اما در یکی از زایشگاه های کشور علی رغم وجود پزشکان زن، مردان، بانوان باردار را معاینه می‌کنند.

در زايشگاه دزياني گرگان حضور پزشك يا دانشجويان مرد بر بالين زنان باردار موجب رنجش خاطر آنان شده است.

در اين زايشگاه كه زير نظر دانشگاه علوم پزشكي استان گلستان اداره مي شود، علاوه بر برخورد نامناسب و توهين آميز با بيماران زن، حدود شرعي رعايت نمي شود.

در این زایشگاه در همه حالات و مراحل زایمان خانم‌ها، حتی در هنگام زایمان، پسران دانشجو به بهانه گذراندن دوران تحصیل و کسب تجربه، بالای سر خانم‌ها رفته و به معاینه آنها می پردازند، این در حالی است که پزشک و مامای زن وجود دارد و هیچ لزومی برای حضور آنها نیست.

نکته عجیب اینجاست که انجام معاینه توسط دانشجویان مرد الزامی است حتی برای خانم‌های عفیفه و با حیا. مسئولان این زایشگاه در پاسخ به اعتراض بانوانی که نمی خواهند توسط مردان معاینه شوند، می گویند: "اینها می خواهند دکتر شوند، دکتر محرم انسان است و این كار قانونی بوده و در کل کشور در حال اجراست." در پاره ای از موارد جواب این بانوان با تمسخر و توهین داده مي‌شود: "شما امل و عقب افتاده هستید"
 
حضور دانشجويان مرد بر بالين زنان باردار در هنگام وضع حمل در حالي در اين بيمارستان صورت مي گيرد كه هيچ نياز فوري به آن احساس نمي شود و همين امر مراجعه اجباري مردم به بيمارستان‌هاي خصوصي و تحميل هزينه اضافي به آن‌ها را به دنبال داشته است.

لينك مطلب در : گزارش رجانیوز از معضلات کمبود پزشک زن در استان‌ها/

[ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 23:1 ] [ منصور ]
بعد از مدتها خواستيم به وبلاگ جامه دران سر بزنيم و خبري از محمد جوان بگيريم اما....

با صفحه فيلتر شده وبلاگ مواجه شديم و .....

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 14:37 ] [ منصور ]

يادواره شهداي روستاي حسن آباد(جلين )و سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره)


يكشنبه 15 / 3 / 1390


بعد از نماز مغرب و عشاء


مسجد جامع روستاي حسن آباد(جلين)


با حضور مقامات كشوري و استاني


توضيح - از اينكه دير اطلاع رساني شد معذرت ميخواهيم.خودمان هم امروز از طريق يكي از دوستان مطلع شديم.

[ یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 ] [ 14:32 ] [ منصور ]

آخرين خبرها و شنيده ها از عزم 3 نفر از نخبگان سيستاني جهت ثبت نام و شركت در انتخابات دوره نهم مجلس دارد.

آقاي دكتر عبدالحسين ناصري نماينده فعلي مجلس و خانم زهرا نورا عضو فعلي شوراي شهر گرگان و شوراي عالي استانها و خانم قدسيه آبشناس فعاليتهاي اوليه خود را جهت حضور در انتخابات آغاز نموده اند و بايد منتظر اقدامات فعالتر و خبرهاي بيشتر و تكميلي از آنان بود ضمن اينكه خبرهايي از افزايش كانديداهاي سيستاني ميباشد كه در صورت قطعيت به اطلاع خواهد رسيد.

[ شنبه هفدهم اردیبهشت 1390 ] [ 22:26 ] [ منصور ]
.... و بالأخره دكتر ناصري نماينده مردم گرگان و آr قلا داراي وب سايت شدند و آخرين اطلاعات و اخبار و عكسهاي ايشان را ميتوانيد از پايگاه اطلاع رساني دكتر ناصري به آدرس http://dr-naseri.ir دريافت نماييد.

البته اين سايت از بهمن 89 آغاز بكار كرده اما امروز چشممان به جمالش روشن شد.

خوشحاليم از اينكه شخص دكتر ناصري و مسئولين دفترشان به توصيه ما گوش داده و پايگاهي اينترنتي براي ايشان ايجاد كردند.


[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 13:47 ] [ منصور ]

1- به علت ناراحتي از ناحيه چشم به سراغ يكي از چشم پزشكان معروف گرگان "دكتر ناصر فرهنگ "ميروي. پس از اندكي!!! انتظار و ورود به اتاق آقاي دكتر بر روي صندلي مخصوص جهت معاينه نشسته و در حين معاينه ناخودآگاه چشم به تابلو پشت سر دكتر كه روي ديوار نصب گرديده انداخته و ....... تابلو نقاشي بسيار زيبايي در سبك مينياتور را ميبيني كه طبيبي مشغول معاينه و معالجه يكي از شهربانوهاي ايراني است اما.....اين شهربانو پيراهن ندارد و پرده نازكي از كمر به پايين دارد و در يك كلام ايشان از ناحيه شكم به بالا كاملاً عريان و تصويري (بقول بهنوش بختياري در فيلم اخراجي هاي 3)خاك بر سري دارد.آيا شايسته است پزشك حاذقي كه اتفاقاً مراجعه كننده زياد هم دارد از تصاوير سكسي هرچند با عنوان فرهنگ ايراني آنهم در اتاق كار و در جلوي صدها نفر و در ابعاد بزرگ استفاده كند؟؟؟؟؟؟؟

2- در سايتهاي خبري مشغول گشت و گذار بودم كه خبر جالبي توجهم را جلب كرد: مسئولين حكومتي روسيه سوار بر نخستين هواپيماي مسافربري سوخو ساخت كشورشان شدند .سؤال اينجاست: آيا مسئولين كشوري و يا استاني ما حاضرند سوار بر اولين هواپيما يا قطار يا كشتي يا اتوبوس يا ميني بوس يا خودرو سواري يا مونوريل يا ....ساخت داخل شوند؟آيا خوب نيست كمي شهامت و شجاعت و اعتماد به متخصصان را از همتايان خارجي خود بياموزيم؟؟؟

3- شبكه گلستان مشغول پخش فيلم سينمايي هست و شما هم با بي ميلي به فيلم مربوطه نگاه ميكنيد.طبق معمول و رسم جديد زيرنويسهاي مختلف و در تمامي زمينه هاي موجود در جهان نشان داده ميشود كه ناگهان زيرنويسي پخش ميشود مبني بر سال همت وكار مضاعف و تلاش گلستاني ها بر اجراي اين توصيه مهم رهبري.گوييا دوستان سيماي سبز گلستان اندكي خواب مانده اند و يادشان رفته كه شعار همت و كار مضاعف مربوط به سال89 بوده و اكنون مقام معظم رهبري شعار ديگري را مطرح نموده اند.پس وظيفه اين ناظرين پخش چيست؟؟؟؟

4- ترمينال مسافربري گرگان در ميداني قرار گرفته كه راهنمايي و رانندگي استان در فاصله كمتر از 100 متري آن قرار دارد و معمولاً بايد رعايت قوانين در نزديكيهاي مراكز ناجا بيشتر باشد.اما گوييا عدم برخورد قانوني و عدم اجراي قانون باعث جري شدن قانون شكان شده به نحوي كه علناً در تمامي ساعات شبانه روز هميشه تعدادي اتوبوس(بيشتر از 2 دستگاه)با خيال راحت از عدم برخورد مامورين راهنمايي و رانندگي در جلوي ترمينال و دور ميدان توقف(و يا بهتر بگويم پارك نموده)و اقدام به جذب و سوار نمودن مسافرين مينمايند به نحوي كه به مسافرين بليط دار كه به شركت تعاوني مربوطه مراجعه مينمايند اعلام ميشود كه جهت سوار شدن به دور ميدان مراجعه نمايند كه توهين بزرگي به مسافرين محترم ميباشد.فارغ از عدم حساسيت و برخورد مامورين ناجا با اين تخلف ترافيكي و به خطر افتادن جان مسافرين و خودروهاي تردد كننده از ميدان مربوطه ، اقدام مسئولين ترمينال در صدور ليست مسافرين جهت اتوبوسهاي مورد اشاره و اجازه حركت به آنان قابل توجيه و دفاع نميباشد و مسئوليتي را از آنان سلب نمي نمايد.حال مقصر كيست؟ مسئولين و مامورين راهنمايي و رانندگي گلستان-مسئولين ترمينال مسافربري گرگان-مسئولين شركتهاي تعاوني مسافربري-راننده ها-....؟؟؟؟

5- يكي از مسئولين!! يكي از نهادهاي استاني!! كه دست بر قضا از آشنايان خانوادگي ما هست چنديدن سال پيش خانه اي ساخت و در آن سكني گزيد.پس از چند سالي بنا بر اقتضاي جو سياسي زمانه و بمنظور تحصيل علم و كسب مدارج علمي بالاتر به يكي از شهرهاي بزرگ رفته (و صد البته منزل خود را اجاره ميدادند)و چند سالي در آنجا زندگي كرد و پس از اتمام درس و عهده دار شدن سمت و مسئوليت به شهرمان مراجعه نمود اما..... در خانه خود نرفته و به منازل سازماني نهاد متبوع خود ميرود و كماكان منزل خود را اجاره ميده.البته اين شخص يكي از هزاران افراد مسئول در ادارت و نهادها و سازمانها ميباشد كه عليرغم در اختيار داشتن منزل مسكوني و آگاهي اداره مربوطه از مالكيت مسكوني آنان ، از واگذاري منازل سازماني به دلايل فراوان دريغ ننموده و در عوض از آنان اجاره بهاي كمي را دريافت مينمايد بنحوي كه ندادن اجاره بهتر از دادن آن ميباشد.حال اين موارد مصداق عيني سوء استفاده از بيت المال نيست؟

6- يك روز بنا به درخواست يكي از دوستان كه مشغله فراوان داشت ،  پسر ايشان را به كلاس ژيمناستيك واقع در چاله باغ برده و آنجا تمريناتش را به نظاره نشستم.نكته جالبي كه در اين بين برجسته مينمود رفتار بسيار زننده و پرخاشگرانه و توهين هاي فراوان لفظي و بدني و رواني مربيان باشگاه به ورزشكاران(كودكان بين 5 تا 10سال)بود و اگر ورزشكاري حركت تمريني را غلط يا نادرست يا ناقص انجام ميداد يا اندكي تنبلي يا تأمل ميكرد با تنبيهات بدني و الفاظ نامناسب مورد نوازش قرار ميگرفت.لازم به ذكر است كه سالن فوق متعلق به هيأت ژيمناستيك استان ميباشد.حال با اين تفاسير آيا اين گونه ورزش ، باعث تذهيب ورزشكاران ميشود يا پرخاشگري و عكس العمل هاي ناهنجار و به جاي صعود رواني باعث ركود نميشود؟؟؟؟؟تربيت بدني استان و علي الخصوص هيأت ژيمناستيك استان كه متولي و مسئول سالن فوق ميباشد در قبال اين رفتار مربيان چه توجيهي دارند؟

[ یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 ] [ 9:50 ] [ منصور ]

برخورد قاطع با اراذل و اوباش از مواردیست که هر از گاهی در کانون توجه رسانه های ایران قرار می گیرد . در یکی دو ماه گذشته نیز بار دیگر این خبر با صحبت های رئیس قوه  قضاییه در صدر اخبار ایران و بعضا جهان قرار گرفت.

برخورد با افرادی که به راحتی و بدون ترس از مجازات ، با استفاده از قمه و انواع  سلاح های سرد و گرم  به جان و مال مردم تعرض می کنند کاریست که هیچ نفس سالمی آن را نفی نمی کند اما مشکل درست از جایی شروع می شود که این قانون که پیش از این نیز در نص صریح قوانین جزایی ایران آمده است هر ازگاهی روی بورس قرار می گیرد و تنها درباره  عده ای از افراد اجرا می شود.

به دار مجازات آویخته شدن مجرم میدان کاج تهران ، یکی از مواردی است که تسریع در روند اجرای حکم آن جدای از خوشحالی که برای مردم داشت ، یک سوال اساسی هم در ذهن مردم این منطقه ایجاد کرد.

اگر نص صریح ماده  ۱۸۳ قانون مجازات اسلامی، مجازات فردی را که به قصد ایجاد هراس ، رعب و وحشت و سلب آزادی و امنیت مردم، دست به اسلحه اعم از سرد یا گرم ببرد را طناب دار تعیین کرده است ، پس چرا این حکم گزینشی صادر می شود؟

آیااین گزینشی صادر کردن حکم در برخورد با اراذل و اوباشی که بی محابا و به مدد پشتیبانی از برخی مسئولانی که هنوز تعصب های اعراب جاهلی را حفظ کرده اند ، سبب جسورتر شدن افرادخاطی نمی شود؟

مگر افرادی که از مرحله  رعب و وحشت هم گذشتند و عملا با اسلحه به جان مردم تاختند و خانه و کاشانه آنها را به آتش کشیدند ، مصداق عینی قانون فوق نیستند ؟

اغماض و درنظر گرفتن برخی مصالح به منظور به میان نیامدن پای برخی مسئولان منطقه که جزو محرکان و عناصر اصلی پشت پرده  یورش غیرانسانی  شنبه شب ۸/۸/۸۹ بودند ، خیانت به مردم منطقه و خدشه دار کردن امنیت استان در دراز مدت است.

این که افرادی تنها به واسطه استفاده از برخی زد و بندها به راحتی بتوانند به جان و مال مردم تعرض  و سپس به مدد همین افراد نیز در حاشیه امن قرار بگیرند جز دامن زدن و باز گذاشتن راه برای ادامه ناامنی ها در منطقه ثمر دیگری ندارد  و در دراز مدت آبروی همین حامیان را نیز بر باد خواهند داد.!

چرا باید با گذشت بیش از ۲ ماه از حادثه  شرم آور یورش اراذل و اوباش ، هنوز مسببین حادثه ی تلخ آن شب، بی هیچ نگرانی از دست های ِ قاطع قانون ، آزادانه در کوچه و خیابان های این شهر تردد کنند ؟

چرا باید برخی از بزرگان جلین به جای تلاش، برای  برخورد با اراذل و اوباشی که باعث بدنامی و ناامنی در منطقه شده اند، با مراجعه به افرادی که خسارت دیده اند ( حتی شده با تهدید ) آنان را مجبور به پس گرفتن شکایت خود کنند؟!

چرا وقتی نماینده  ویژه  رئیس جمهور به منظور بررسی ابعاد یورش اراذل و اوباش، در هفته های اخیر وارد استان می شود ، برخی مسئولان این نماینده را به جای بردن به محله حسن آباد به یکی از روستاهای دیگر منطقه هدایت می کنند؟

حتما باید تصاویر و فیلم های شب درگیری روی شبکه های اجتماعی مانند " کتاب چهره " ( ف.ی.س بوک)قرار می گرفت تا مسئولان به فکر برخورد سریع و صریح ! با اراذل و اوباشی که بی محابا  کاشانه  مردم را به آتش کشیدند و به ناموس مسلمین جسارت کردند ، بیفتند؟

باید خبر  تعلل چهار ساعته نیروی انتظامی به منظور برخورد با اراذل و اوباش به بهانه  صادر نشدن اجازه از سوی شورای تامین شهرستان در شب حادثه ،  روی خروجی سایت های بیگانه به صورت گسترده قرار می گرفت  تا فرمانده نیروی انتظامی کشور، زحمت یک عذر خواهی کوچک از مردم منطقه یا یک تذکر خشک و خالی به نیروی انتظامی استان را به خود می داد؟!

حتما باید فشار از خارج استان وارد شود تا برخی مسئولان استان کمی بیشتر خود را متعهد به برخورد جدی و به دور از غرض ورزی با این افراد معلوم الحال کنند؟ !

گذشته از این همه سوال و پاسخ هایی که از شرم نمی توانند روی زبان برخی عزیزان جاری شوند حالا امیدواریم با توجه به تاکیدات رئیس قوه قضاییه و دادستان کل کشور، هر چه سریع تر شاهد برخورد جدی ، بدون تعارف و ملاحضات ، دستگاه های قضایی و امنیتی استان باشیم تا بار دیگر شاهد وقوع چنین حوادث تلخی که ثمری جز پایمال شدن انسانیت و تخریب وجهه استان و کشور اسلامیان ندارد ، نباشیم.!

 

پ.ن ۱: یکی از خوانندگان وبلاگ با ارسال ایمیلی نوشته اند در حال تبدیل فرمت تصاویر و فیلم های شب حمله  اراذل و اوباش به محله حسن آباد به منظور انتشار روی  شبکه های اجتماعی هستند. در اولین فرصت که ایشان آدرس دانلود را برایم ایمیل کنند  در همین وبلاگ در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.

پ.ن ۲: سعی کرده ام در نوشته هایم با وجود تلخی و شرم آور بودن حادثه ی ۸ آبان ، از جانب  انصاف دور نشوم. به همین دلیل تا از  صحت و سقم مطلبی مطمئن نشوم آن را لابلای نوشته هایم نمی گنجانم ، برای تک تک واژه های به کار برده شده در این پست ها  دلیل و مدرک وجود دارد ! دلایل و مدارکی که به دستگاه قضایی نیز ارائه شده است!

تایید نشدن کامنت ها را بگذارید به حساب محدود شدن دسترسی ام به اینترنت.  از کلیه ی خوانندگان عزیز که کامنت گذاشته اند پوزش می طلبم ،  سر فرصت تک تک کامنت هایتان را خواهم خواند....

[ پنجشنبه شانزدهم دی 1389 ] [ 19:20 ] [ منصور ]

 پس از گذشت بیش از ۲۰ روز از حمله ی مسلحانه ی اراذل و اوباش به حسن آباد کم کم یخ بی تفاوتی برخی نشریات استانی نسبت به این حادثه ی ناگوار باز شد اما متاسفانه در این بین برخی نشریات به جای پرداختن به اصل حادثه و ابعاد آن ، سعی کردند با انتشار مقاله و حرف و حدیث هایی در قالب "شنیده ها" اصل موضوع را منحرف و بر روی عملکرد ضعیف برخی مدیران به قول خودشان شهرستانی سرپوش بگذارند...

ای کاش همین مسئولان شهرستانی به جای مطرح کردن برخی حرف های خاله زنکی در قالب حرف و شنیده ها در برخی نشریات ِ استانی ، بیشتر به حل مشکلات مردم بپردازند تا دیگر شاهد  تکرار چنین حوادث تلخی در حوزه ی استحفاظی شان نباشیم.؟

جناب مدیر عزیز، این که شب  یورش مسلحانه جمعی از اهالی جلین ، با سکوت خود (كه احتمالا علامت رضايت بود) ، رسماً اجازه هرگونه تاخت و تاز را به آنان دادید، حادثه ی کوچکی نبود که با مخفی کردن آن از مدیران ارشد استانی یا حتی کشوری ، بتوان روی آن سرپوش گذاشت...! آیا گزارش تنها چند مورد سطحی به وزارت کشور آن هم بدون شرح وسعت حادثه از یورش اول در ۱۸ مهر تا یورش دوم در ۸ آبان و حوادث ناگواری که در این فاصله بر اهالی حسن آباد رفت ، معنایی جز حمایت تلویحی از افراد خاطی و زبانم لال برخی زد و بندهای پشت پرده دارد؟!

آیا آن همه باز گذاشتن میدان، برای تاخت و تاز از قبل برنامه ریزی شده اراذل و اوباش جز متعجب کردن و اندوهگین کردن اذهان بیدار را به دنبال  دارد؟

این حوادث و عملکرد برخی مدیران معلوم الحال آن قدر شرم آور و ناراحت کننده هست که حق میدهم برای سبک کردن کمی از بار وجدان خویش ، به درج شتاب زده و نامعقول برخی مطالب درقالب شنیده ها در نشریه ای که وابستگی اش به برخی افراد ِ کاملا مشخص است، اقدام کنید...

جناب ....  اگر شما با دیگران مشکل دارید و می خواهید در قالب این حرف و حدیث های خاله زنکی با آنان تسویه حساب کنید پس چرا این قدر بی رحمانه روی سوءمدیریت و فاجعه ای که در شب یورش اراذل و اوباش رقم زده شد ، سرپوش می گذارید!؟..

مدیریت محترم .... سوختن قسمتی از بدن یک کودک دو ساله در آتش ، ورود به خانه های مردم در حالیکه پوشش زنان مناسب حضور نامحرم نیست، دوخته شدن بدن آدم ها با تیر آن هم در خصوصی ترین حریمشان یعنی خانه شان ، حادثه های کوچک و پیش پا افتاده ای نیست که بتوان بی تفاوت و سوت زنان از کنار آن گذشت.

اصلا بگذارید واضح تر بگویم جناب .... تا حالا مادری را دیده اید که پیش چشم دو پسر خردسالش ، برای حفظ حرمت همان ناموسی که هشت سال خون بهترین جوانان این سرزمین به پایش ریخته شد، با تکه های همان شیشه هایی که اراذل و اوباش شکستند ، قصد شکافتن قلبش را داشته باشد...!!؟ حالا شما بگویید اگر امروز علی (ع) بود با شنیدن این مصیبت ها حق داشت از غصه دق کند و بمیرد!!؟

جناب ..........  بچه ها ، زن ها و جوانان جنگ را درک نکرده بودند ، اما آن شب برای جبهه رفته ها ، بار دیگر خاطرات حملات غیرانسانی عراقی ها تداعی شد!

شبی که با برخی رفقای عزیزتر از جان تان !، برای حمله ی "شنبه شب" طرح و نقشه می ریختید ، حتما به این بخش فکر نکرده بودید که عصیان گری و خشونت را نمی توان لجام زد . یادتان نبود خشونت لجام پاره می کند...  به خیال مبارکتان گفتید می رویم به چند جوان اجازه می دهیم دق دلی شان را خالی کنند و بعد هم ما بزرگان به عنوان قهرمان وارد صحنه می شویم و به خوبی و خوشی همه چیز هم تمام می شود!

اما حساب و کتابتان اشتباه ازآب درآمد زیرا ژنتیک مشکل دار و مريض جنابان اراذل و اوباش را نادیده گرفتید و آنچه نبايد اتفاق مي افتاد ، افتاد و رشته ی کار از دستتان در رفت! کار از یک تسویه حساب و تنبیه اهالی حسن آباد فراتر رفت و به یک فاجعه تبدیل شد!!

حال که خودتان اجازه ی هر گونه تاخت و تاز را  به اراذل و اوباش دادید و آن شب حتی به داد این مردم هم نرسیدید ، آنقدر وجدان داشته باشید که حالا با مطرح کردن برخی حرف های خاله خان باجی محافل! (مانند این که اگر فلانی برای احوال پرسی از فلانی می رفت چنین نمی شد و چنان می شد و...!) بیشتر از این نمک به زخم این مردم داغدار نپاشید ، دست کم مردانه (نميگوييم جوانمردانه )! پای اشتباهی که کرده اید بایستید.

آخر چه کسی می خواهد با دور زدن ، شما را خراب کند .؟.. مگر عملکرد ضعیف آن شب، جایی برای دفاع از شما گذاشته است؟ ۵/۴ ساعت زیر باران آتش و گلوله ماندن ناموس مسلمین ، در فاصله ی ۵ کیلومتری مرکز استان نیازبه تخریب دارد..؟آن شب آنقدر همه چیز مثل روز روشن بود که نیاز به گفتن و حتی گمان کردن ندارد،عملکرد آن شب شما خواهی نخواهی نوعی حمایت برنامه ریزی شده و تلویحی از اراذل و اوباش بود که البته اگر اندک تردیدی هم تاکنون در این باره وجود داشت با انتشار برخی شنیده ها در ستون های من درآوردی این نشریه ، جای خود را به یقین داد!

جناب .........و نشریه ی وزین ..........  این روزها  کاروان حسین (ع) از "حج نیمه کاره" راهی کربلا شده است، کاش فقط کمی و فقط کمی حرمت عَلَمی که محرم امسال قرار است زیر آن سینه بزنید را نگاه می داشتید.!

آخر کدام قانون بر تیراندازی به زنان و کودکان بی گناه مهر تایید زده است؟  کدام وجدان ، یورش شبانه به خانه و کاشانه ی مردم و به آتش کشیدن آن را تایید می کند؟ کدام آدم (نمی گویم مسلمان!) به قصد "تعرض به ناموس دیگران" وارد منازل مردم می شود؟  پس جناب .... بهتر این است که به جای فرافکنی و دفاع از حضور مقتدرانه! خود ، برای حل مشکلی که خود شما و برخی بزرگان بی فکر و سطحي نگر جلین باعث و بانی اش بودید، اراذل و اوباش را دستگیر کنید و به مجازات کردار زشتشان برسانید!!!!

اگر شما و برخی آدم های اطراف شما به وام های چند صد میلیونی ِ " امید ! " ، چشم دوخته اند یا به دنبال برخی تسویه حساب های شخصی با برخی افراد هستند، چرا حق این مردم بی گناه را نادیده می گیرید؟ چرا از اصل موضوع غافل می شوید؟! نکند خدای ناکرده با این فرافکنی ها قصد در حاشیه ی امن قرار دادن عاملان اصلی و سرشناس یورش و ناامنی های دو ماه اخیر منطقه را دارید؟!!

شما بهتر از هرکسی می دانید چرا آن شب ، یکی از اعضای شورای شهر جلین که به طور کاملا اتفاقی سمتی هم در یکی از ادارت استان دارد، ابتدای جاده ی ورودی حسن آباد را مسدود کرد؟ حتماً بهتر از همه می دانید چرا یکی دو روز قبل از حمله ی 8 آبان، کل دامهای دامداری همان فردی که ضرب و شتم معنادار و سوال برانگیز وی بهانه ی یورش دوباره به حسن آباد بود، تخلیه شد؟! و باز هم حتما جواب این سوال را نیز می دانید که چرا درست  قبل از شبی که هجوم آورده و خانه های اهالی حسن آباد را به آتش کشیدند آقايان (ج – پ ) و (ع – پ)  که در مجاورت خانه های اهالی حسن آباد زندگی می کنند منازل خود را تا سقف بالای ۵۰ میلیون تومان بیمه آتش سوزی کردند؟!  مطمئناً اتفاقی نبوده است؟!

مواردی مانند آتش زدن سوئیچ پوشش دهنده ی تلفن منازل اهالی دقیقاْ قبل از هجوم هه جانبه، کوکتل مولوتف های آماده، گالن های بنزینی که از جایگاه باران خریداری شده بود ، تهیه ی تفنگ هاي ساچمه ای و کمرشکن به تعداد زياد و انبوهی از فشنگ ها ، مستقر نمودن لودر برای تخریب خانه ها، وصل کردن پروژکتور روی تراکتورها ، جمع کردن اراذل و اوباش روستاهای اطراف ( که تعدادی از آن ها هم اکنون دستگیر و زندانی هستند) ، استقرار جوانان موتور سوار مسلح در مسیرهای ورودی به حسن آباد برای جلوگیری از رسیدن هر گونه کمک نیروهای امنیتی و درمانی به اهالی، پوشش تمام مسیر جاده ی اصلی از اوزینه تا قرق توسط اراذل و اوباش برای اطلاع دادن وضعیت منطقه و تحرکات ماموران انتظامی به نیروهای خط مقدم حمله!، تدارک ماشین های وانت مزدا برای سرقت همه ی مرغ های مرغداری در پایان درگیری به منظور ريكاوري و جبران قوای از دست رفته ی واحدهاي عملياتي!! ، هشدارهای پیاپی اراذل و اوباش و تهدید علنی  برخی بزرگان جلین نسبت با حمله ی کماندویی قریب الوقوع به حسن آباد از چند روز قبل و در نهایت فرصت بیش از ۴ ساعته به اراذل و اوباش برای هرگونه آزادی عمل و ده ها ادله ی دیگر، کافیست تا هر ذهن بی غرضی ، بر از پیش طراحی شده بودن این یورش اعتراف کند!

پس جناب .... حالا چرا به جای مرهم گذاشتن روی زخم های مردمی که تا کنون نهایت صبر را نشان داده اند ، با فرافکنی و انگ زدن به این و آن و انتشار توهمات ذهن خود ، نمک روی زخم های این مردم می پاشید؟!!.......

لطفا همین اندک آبروی مانده تان ، را نبرید و دست از پاشیدن ِ نمک روی این دل های زخمی بردارید... لطفا.......!

 

[ چهارشنبه سوم آذر 1389 ] [ 12:6 ] [ منصور ]
ناگفته هایی دیگر از حمله کماندویی به حسن آباد در روز شنبه۸/۸/۸۹

به زودی .......

[ جمعه چهاردهم آبان 1389 ] [ 11:20 ] [ منصور ]

نسل کشي در حسن آباد جلين شهر گرگان در روز شنبه 8/8/89

3 ساعت حمله و تجاوز و تيراندازي با سلاح گرم به زن و مرد و بچه در نیمه های شب(حتي به بچه شش ماهه هم رحم نکردند)

قطع کردن تلفنهاي ثابت تمامي اهالی روستا( که سیستانی هستند)در ابتدای شب-تلاش براي قطع کردن آنتن موبايل-ورود به حريم و خانه هاي مردم و آتش زدن 9 خانه اهالي روستاي حسن آباد توسط جليني ها.

نيروهاي انتظامي از ابتداي درگيري از ساعت 30/9شب در ابتداي جاده ايستاده بودندو به بهانه عدم مجوز شوراي تامين استان از ورود به روستا و جلوگيري از جنايت و تجاوز خودداري کردند و پس از اتمام درگيري در ساعت30/12 شب  که تنها دليلش اتمام عمليات ! و تمام شدن مهمات و فشنگها و خستگي مهاجمين جليني بود نيروهاي انتظامي با صلابت و قدرت وارد مهلکه شدند و مجروحين و مصدومين سيستاني را با خود به بازداشتگاه بردند.!!!

امروز هم جاده روستا بصورت غیررسمی بسته شده و هر کس و هر خودرویی که وارد جاده حسن آباد شود توسط تک تیراندازان جلینی هدف قرار گرفته و مصدوم میگردد.

یک نسل کشی تمام عیار. فکر و ذکر مان غزه و محاصره و جنایات جنگی در آن بود اما در کنار گوش مسئولین و نماینده ولی فقیه و نمایندگان مجلس و استاندار و فرماندار و بخشداران غزه ای دیگر به پا شد.

دست مریزاد مسئولین ومقامات امنیتی و انتظامی و مسئولین بلند پایه استانی از روستای جلین!!!!

اينست عدالت علي و امنيت ملي و مسلمانی و ....؟

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 15:5 ] [ منصور ]
نسخه ی آزمایشی مجله فرهنگی و هنری نیزار آماده ی نشر است .

مجله ی نیزار ، مجله ی مستقلی است و با پرهیز از هرگونه سیاست زدگی و سانسوری به نشر ادبیات و هنر پیشروسیستان و بلوچستان ، ایران و جهان می پردازد .

نیزار در گزینش نوشته ها و آثار رسیده آزاد است .

[ دوشنبه سوم آبان 1389 ] [ 23:13 ] [ منصور ]

پس لرزه های سفر رییس جمهور - داربی استقلال و پرسپولیس - سفر قریب الوقوع رییس جمهور به لبنان - طوفان و تگرگ و سیل در گرگان و ... هر کدام از این خبرها کافیست تا دیگر قضایا و حوادث در لابلای شلوغی گم شده و کسی خبردار نشده و یا به آن اهمیتی ندهد.

حوادثی مانند آنچه که در چند روز اخیر در یکی از روستاهای تازه شهر شده حاشیه گرگان اتفاق افتاده(البته با سابقه قبلی)و منجر به بروز ناهنجاریهای زیادی شده(از قبیل بسته شدن جاده اصلی گرگان به مشهد - نا امنی تردد مردم - استفاده از سلاح گرم و سرد - حمله به مأمورین نیروی انتظامی)و دست آخر هم جان دادن یکی از هم وطنانمان.

کاری به یافتن مقصر ندارم که معتقدم همه آنها ناشی از تعصب بیجا(بقول یکی از دوستان)و عدم درک گفتمان و تعامل میباشد.آیا به نظر شما انسداد تنها راه ارتباطی یک روستا بوسیله ساکنین روستای دیگر در دنیای متمدن امروزی جایی دارد؟جالب اینجاست که حضور مأمورین نیروی انتظامی نیز باعث باز شدن مسیر نمیگردد!! و آنان همچنان در تحریم!!!! میباشند.به نحویکه اجازه هرگونه تردد و عبور و مرور را از ساکنان روستای فوق سلب نموده اند.

آقایانی که با اندک ناهنجاری و سرقت و کبف قاپی و سرقت مسلحانه به طلافروشیها و ... وضعیت امنیتی اعلام نموده و آن را مسأله امنیت ملی و ... اعلام مینمایند اما در مورد یک درگیری که منجر به مجروحیت عده کثیری از طرفین و نهایتاً کشته شدن یک نفر شده و یا در جایی که علناً و صراحتاً با سلاح گرم به طرف مأمورین تیراندازی میشود ٬ تدبیری نمی اندیشند و در برابر عده ای که تنها مسیر ارتباطی موجود را مسدود کرده و تهدید به یورش همه جانبه و پاکسازی قومی مینمایند!! هیچ گونه عکس العمل مثبتی ندارند( و اهالی باید در خلوت خود به خدایشان اتکا و توکل کنند)البته شاید تسامح و تساهل مسئولین امنیتی و کشوری بخاطر وجود مدیران بلندپایه دولتی از روستای تازه شهر شده باشد و چه بسا عده متخاصم به پشتوانه هم محلی ها و همسایگان بانفوذ و با قدرت که مدیران استانی میباشند به چنین کارهایی دست میزنند که باید از خودشان و مسئولین گرامی پرسید.)که البته پذیرش آن کمی سخت است.

جالب آنجاست که میگویند شخص مورد نظر در جریان درگیری بین اهالی روستای تازه شهر شده و مأمورین نیروی انتظامی کشته شده(با زبان بی زبانی یعنی توسط مأمورین) حال طبق آخرین خبرها ایشان بوسیله تفنگ ساچمه زنی! (شکاری)مضروب گشته و با توجه به اینکه مأمورین دارای سلاح گرم جنگی گلوله زنی میباشند و سلاح ساچمه زنی(شکاری) در اختیار اهالی روستای تازه شهر شده میباشد باید قاتل را در میان خودشان جستجو کنند(نشان به آن نشان که عده بسیار زیادی از مأمورین یگان ویژه نیز در جریان درگیری بوسیله تفنگهای شکاری (خوب بخوانید :سلاح گرم )مضروب و مجروح گردیده اند.

سوال کلیدی اینجاست: حمل و استفاده از سلاح گرم آن هم بر علیه حکومت و تیراندازی به مأمورین حکومتی چیست؟و چه برخوردی باید انجام پذیرد؟

جالب تر آنکه هیچ گونه خبر و گفتاری از این حادثه در وبلاگها و سایتها و ... نیست.گوییا دوستان وب گرد و وب نویس و وب دار و ... به خواب خرگوشی رفته اند(که وا اسفا) و یا در بی خبری اند(که باز هم وا اسفا).

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

" توضیحات اضافی و با فاصله چند روز "

*عده ای از دوستان من جمله جامه دران ایراد گرفته اند شما که خود نامی از روستاهای مورد اشاره نبرده ای چگونه از عدم اطلاع رسانی و درج مطلب توسط دیگر وب نگاران و وب نویسان و ...خرده میگیری؟

در جواب باید گفت:برادر گرامی و دیگر خوانندگان مهم اسم دو روستای فوق نیست بلکه تفکرات و تعصبات ما انسانهاست که چنین وقایع فجیعی و سپس ناهنجاریهای بدتر بعد از آن را بوجود می آوریم.

با احترام به نظر مخاطبین : درگیری بین اهالی جلین و روستای حسن آباد.

[ سه شنبه بیستم مهر 1389 ] [ 12:28 ] [ منصور ]

۱-مأمور کمیته امداد جهت جمع آوری صدقات جمع شده در صندوق های صدقه خانگی به خانه شما مراجعه میکند.در را که باز میکنی یک شخصی را میبینی.طبق روال قانونی و بنا به توصیه های نهادهای مربوطه بمنظور صحت و سقم موضوع از ایشان کارت شناسایی مطالبه میکنی و سراغ ماشین پیکان وانت معروف کمیته امداد را میگیری که با أخم مأمور مربوطه مواجه شده و با لحنی طلبکارانه میگوید:مگه من دزدم.این وسایل و کارغذها و کلیدها و پولها را نمیبینید؟ماشین هم چند کوچه بالاتر است.خلاصه شما هم معذرتخواهی!! کرده و جریان را میگویید.مأمور هم با ترشرویی میگوی کارت شناسایی ام را نیاورده ام اما چند کارت شناسایی و کاغذ دیگر را سریع نشان میدهد.شما میمانی و عمل کردن به توصیه آقایان و پلیس و ....

۲- سوار بر خودروی شخصی خود مشغول عبور از میدان شهرداری هستید که در ایستگاه تاکسی ابتدای خیابان پاسداران به کاخ ٬مأمور زحمتکش راهنمایی و رانندگی دست خود را بالا کرده و میگوید"دربست" شما هم بنا به حس وظیفه شناسی و مسلمانی و همدردی و ... ماشین خود را متوقف مینمایید.مأمور مربوطه جلو آمده و میگوید مدارک ماشین!!!!!؟هاج و واج میگویید چرا؟میگوید چرا در ایستگاه توقف نموده اید و .... .حیران و متعجب میگویید برای شما ایستادم.میگوید من بگویم شما چرا توقف کردید؟خلاصه پس از جریمه ۰۰۰ / ۲۰ تومانی پشت دست خود را داغ میکنید که دیگر به حس دوستی و همدردی و وطن پرستی و ثواب و ...برای أحدی در هر جایی توقف نکنید.

3- از سمت فلکه مازندران به سمت میدان بسیج میروی.در ورودی میدان مفتح ماشینت آنچنان بالا و پایی میده که حالت تهوع میگیری.آنچنان آسفالت را بد و نافرم ریخته اند که در هر گوشه ای آسفالت و یا زمین فرو رفته و از گوشه دیگری سر درآورده است.گوییا به پیست مسابقات موتور کراس رفته اید.البته ترافیک همیشگی و شلوغ این تک گذرگاه حساس و استراتژیک بماند.

4- عزیزی تعریف میکرد در 2 مرحله از مراحل زندگی و در زمان تحصیل توفیق سفر به مناطق تاریخی و مناطق جنگی دست داد و عازم سفر شدیم از نکات بارز این سفرها و بنا بر قولی اردوی سیاحتی حضور افراد غیر و نامربوط به اردوییان!! بود. در اردوی تاریخی:پسر معاون – برادر معاون دیگر – پسر مسئول خوابگاه بودند.در اردوی جنوب هم : برادران رانندگان- برادر مسئول اردو- برادر معاون دانشجویی بودند.

5- از بچگی همه جا میشنیدیم که گرگان اسم فارسی"جرجان" است و جرجان نام قدیم گنبد و در حقیقت شهری قدیمی در جوار گنبد فعلی و نام قدیم گرگان فعلی هم استرآباد "میباشد.حال هم اکنون بر در و دیوار شهر و در هر گوشه و کنار و میدان و چهارراه و ... بنرهای نصب شده مبنی بر نامگذاری روز 20 شهریور به نام روز گرگان توسط شورای شهر و علت این نامگذاری هم "سالروز نام نهادن گرگان بر این دیار تاریخی" میباشد.اگر نامگذاری گرگان به گرگان فعلی ربط دارد پس آن "گرگان قدیم "و یا بهتر بگویم"جرجان" چه نقشی دارد و اگر آن جرجان و گرگان قدیم – گرگان است پس روز گرگان چه ربط و دخلی به این گرگان فعلی و استرآباد قدیم دارد(بی انصافی است اگر از ادله و مدارک و مستندات برادر علی بایزیدی در باب اشتباه بودن نامگذاری چنین روزی بگذریم)

6- ایام ماه مبارک رمضان تمام شد.همه ساله ساعت کار نانوایی ها در ماه مبارک رمضان از قبل از ظهر تا اذان مغرب بود.در اوایل ماه مبارک رمضان حدوداً ساعت11ظهر برای خرید نان رفتم گفتند از ساعت2-(14) تا اذان مغرب هست.ما هم با خیال راحت و اینکه ساعت 8 اذان است ساعت 30 / 6 به نانوایی رفتیم .دیدیم ای دل غافل آقا شاطر مشغول جارو کردن!! فر نانوایی هست.پرسیدیم چرا پخت نمیکنید گفت پختمان تمام شد.ساعت را گفتم با چشم غره ای گفت اگر تا آن موقع کار کنیم  که از گرما هلاک میشویم.جای شما خالی آنروز به هر نانوایی اعم از دولتی و آراد رفتیم همگی رأس ساعت 30 / 6 بسته بودند و ما آنشب افطار و سحر نان نداشتیم.

7- معمولا همگی به اسم و فامیل خود افتخار میکنند و از درج ناقص آن برآشفته شده و در پی اصلاح برمیآیند اما گوییا در بین برخی از اصحاب سینما و بازیگران ما این تعصب و اهتمام وجود ندارد . تعدادی از بازیگران ما"سید"هستند و دارای عنوان سید در پیشوند اسمشان اما در فیلمها و سریالها و مصابه ها و ... اسمی از این عنوان نمیبرند مانند: سید شهاب حسینی – سید احمد نجفی – سیدجواد رضویان – سید یاسر جعفری(امیرحافظ سریال جراحت) و ...

 

[ شنبه بیستم شهریور 1389 ] [ 14:10 ] [ منصور ]
[ جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ] [ 13:51 ] [ منصور ]

دوستان و خوانندگان گرامی

به علت مشکلات پیش آمده در بلاگفا و به منظور جلوگیری از قطع ارتباط با خوانندگان ٬ وبلاگ دیگری فعلا بصورت موقت به آدرس http://sistan-golestan.persianblog.ir ایجاد گردیده تا در صورت بروز مشکل در بلاگفا و یا در بخش نظرات به این وبلاگ مراجعه گردد.بدیهی است در صورت رفع کامل اشکال از بلاگفا کماکان این وبلاگ به فعالیت خود ادامه میدهد در غیر اینصورت کلا به پرشین بلاگ اسباب کشی  مینماییم.

با تشکر

منصور

[ جمعه هشتم مرداد 1389 ] [ 14:16 ] [ منصور ]

یادواره شهدای شعبانیه مسجد جامع زاهدان در حسینیه سیستانیهای شهر گرگان برگزار گردید.

این مراسم بطور غیررسمی از ساعت 30/5 و با حضور گسترده سیستانیها و دیگر اقشار جامعه شروع و از ساعت 40/6 و با ورود نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان و دیگر همراهان بصورت رسمی برگزار گردید.

در ابتدا دکتر ناصری نماینده مردم گرگان و آق قلا به سخنرانی در مورد چگونگی شکل گیری برگزاری مراسم پرداختند و در ادامه با اشاره به این فاجعه تروریستی آن را محکوم کردند.

سپس پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که به این مناسبت صادر گردیده بود توسط حجت الاسلام دشتی زاده امام جمعه موقت شهر خان ببین قرائت گردید.

آخوند نوری زاد با ایراد مطالبی درباره حرام بودن اینگونه اقدامات انتحاری و تروریستی بر اتحاد شیعه و سنی تأکید نمود.

در ساعت 20/7 جناب آقای فتح الله نوری معاون محترم سیاسی امنیتی استانداری گلستان حضور آیت الله سلیمانی را خیر مقدم عرض نمودند.

در بخش دیگری از این یادواره آیت الله سلیمانی نماینده ولی فقیه در استان سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان با حضور در جایگاه  ضمن بیان مطالب و خاطراتی از نحوه شهادت و دیدار با خانواده شهدا ابعاد دیگری از این فاجعه را تشریح نمودند.

در ادامه پدر شهید حسین سرحدی راد و برادر شهید حمید سرحدی راد که از جمله خانواده های شهدای حاضر در این یادواره بود به ایراد مطالبی پرداختند.

مرثیه ثرایی برای شهدا هم آخرین برنامه ای بود که توسط آقای آزرمی اجرا گردید.

پایان یادواره با اقامه نماز جماعت ظهر و عصر به امامت آیت الله شاهرودی نماینده مردم گلستان در در مجلس خبرگان پایان یافت.

تعدادی از مسئولین شرکت کننده در این یادواره: آیت الله شاهرودی(نماینده مجلس خبرگان)-حجت الاسلام سید علی طاهری و دکتر ناصری (نمایندگان مجلس شورای اسلامی)-فتح اله نوری(معاون سیاسی و امنیتی استانداری گلستان)-گرزین (فرماندار گرگان)-پوریانی (دادستان)-فرمانداران مینودشت و بندرترکمن-مدیر کل تربیت بدنی-ریاست سازمان آموزش و پرورش-آخوند نوری زاد امام جمعه اهل سنت گنبد و امام جمعه آق قلا-،امیر جانشین لشکر 30 گرگان و ...

لازم به ذکر است آقای نکونام رییس کمیسیون اصل نود مجلس به علت بیماری در مراسم غایب بودند.

[ جمعه هشتم مرداد 1389 ] [ 11:45 ] [ منصور ]

 
یادواره شهدای اخیر مسجد جامع زاهدان

حسینیه سیستانیهای گرگان
 
 پنجشنبه ۷/۵/۸۹ ساعت 6بعدازظهر
 
با حضور حجت الاسلام سلیمانی
نماینده ولی فقیه در استان سیستان وبلوچستان و امام جمعه زاهدان
 
سخنران آقای نکونام رئیس کمسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی
 
با مداحی حاج مهدی مختاری
[ پنجشنبه هفتم مرداد 1389 ] [ 13:11 ] [ منصور ]

ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه ....

در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم!

دکتر علی شریعتی

[ جمعه یکم مرداد 1389 ] [ 9:6 ] [ منصور ]
ساخت هواپيماي‌شناسايي توسط مبتكرسيستاني


يكي از مبتكران سيستان و بلوچستان موفق به ساخت هواپيماي شناسايي شد.

احمد فدايي محمدآبادي امروز در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: اين هواپيما كه مجهز به سيستم جي‌پي‌اس است با حمايت پژوهشسراي ابوريحان زابل ساخته شده و قابليت مطلوبي براي پروازهاي شناسايي دارد.

وي افزود: قطعات اين هواپيما قابل جدا شدن است و به راحتي مي‌توان با حمل آن به نقطه مورد نظر دوباره قطعات آن را به هم وصل و براي عمليات شناسايي از آن استفاده كرد.

اين مبتكر سيستاني بيان كرد: اين هواپيما 700 گرم وزن دارد و مي‌تواند دو ساعت به طور مداوم عمليات شناسايي را در آسمان انجام دهد.

فدايي گفت: اين هواپيما در صورت تمام شدن ذخيره انرژي، قادر است از نور خورشيد براي يك و نيم ساعت ديگر انرژي ذخيره كند.

وي افزود: اين هواپيما قادر است تجهيزاتي به ميزان 1.5 برابر وزن خود را حمل كند و براي ساختن آن 8 ميليون ريال هزينه شده است.

وي تاكنون 11 نوع اختراع داشته كه به ثبت رسيده و اين اختراع جديد وي در اداره مالكيت‌هاي صنعتي كشور با شماره 51497 به ثبت رسيده است.
 

به نقل از رجـــا نیـــــوز

[ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 ] [ 9:11 ] [ منصور ]
1- با توجه به فشردگي كار و همچنين ادامه تحصيل در دوره تكميلي احتمالا از اين به بعد كمتر مطلب بنويسم(و شايد تا اطلاع ثانوي نباشم).

2- " مهر " هم بنا به شرايط كاري (به گفته خودش) به يكي ديگر از استانها و شهرهاي ايران پهناور منتقل شده و شايد عملا فرصت حضور در اين وبلاگ را پيدا نكند(هر چند كه اميدواريم دورادور دستي بر آتش داشته باشد)

3- بزودي " شهاب " يكي ديگر از دوستان ناديده و از همشهريان سيستاني - گرگاني به جمع نويسندگان اين وبلاگ اضافه ميگردد كه اميد موفقيت براي ايشان داريم.لازم به ذكر است كه قرار بود ايشان از سال87 به ما ملحق شوند اما بنا به دلايلي اين امر محقق نگرديد و از آينده اي نزديك خواننده مطالب ايشان ميشويم.

4- دوستان عزيز چنانچه نظر يا پيشنهاد يا انتقاد يا مطلب يا موضوعي را مد نظر دارند در بخش نظرات قرار داده تا مطلع گردم.

5-و در آخر بقول "سنجد " شخصيت محبوب فرزندم:........ برميگردم .......

[ جمعه هفتم اسفند 1388 ] [ 12:55 ] [ منصور ]
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند/ گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را

خوانندگان گرامي جهت برقراري ارتباط دو سويه ايميل خود را برايمان بگذاريد......حتي شما دوست!!! عزيز و سابق

[ پنجشنبه ششم اسفند 1388 ] [ 13:54 ] [ منصور ]
مطلبی از سایت تابناک .....

 


ادامه مطلب
[ جمعه سی ام بهمن 1388 ] [ 11:17 ] [ منصور ]
1- چند وقتي است كه در خيابانهاي شهرمان خودروهايي تردد ميكنند كه از آينه داخل خودرو قطعات چوبي و پلاستيكي با نشان X (ايكس) آويزان است(حال به عنوان خوشبو كننده يا زيبايي يا هر توجيه ديگر) تاكسي و شخصي و عمومي و دولتي ندارد.از همه اقشار ديده ميشه .در حاليكه حرف X از نمادهاي شيطاني و گروههاي شيطان پرستي است.خوبست دوستان به اين نكته توجه كنند و از تبليغ ناخواسته براي اين گروههاي منفور خودداري كنند.
2- چند وقتي بود كه خبري از انفجار خودروهاي پژو GLX به علت نقص سيستم سوخت رساني نبود و خيال همگان راحت شده بود اما بجاي آن اخباري از انفجار كپسولهاي CNG در اين خودروها و ديگر خودروها به گوش ميرسد و دوباره كابوسها تكرار ميشود.چند باري كه از مسير كمربندي حدفاصل ميدان مفتح و ترمينال ميگذشتم در ابتداي جاده روستاي زنگيان ازدحام خودروها و كپسولهاي گاز مايع انباشته شده در كنار آنها توجهم را جلب ميكرد كه مشخص شده جايگاهي ابتكاري براي تزريق گاز مايع به خودروها تأسيس ! شده و مقدار گاز هر كپسول  را به رانندگان به مبلغ 2000 تومان ميفروشند.بعد ميگويند چرا كپسولها خود به خود!منفجر ميشوند؟
3- شبكه 3 در ايام عزاداري فيلم تلويزيوني "باصطلاح مناسبتي" پخش ميكنه.قسمتي از فيلم در مسجد است و جمعيت مشغول نماز خواندن.نكته جالب اينجاست كه با وجود كم بودن عده بازيگران نمازگزار در فضاي بزرگ مسجد ميخواهند عده را بيشتر نمايش دهند.براي همين هم فاصله بين نفرات را به يك متر رسانده اند غافل از اينكه در هيچ مسجد و جايي فاصله از 20 سانتي متر بيشتر نميشه و با اينكارشون بقول علما ! اتصال بين نمازگزاران از بين ميرود.
4- هفته قبل جهت تجديد ديدار! و براي انجام كاري شخصي به نزد يكي از دوستان در نيروي انتظامي رفته بودم.گرم صحبت بوديم كه رييس ايشان آمدند و دوستم ايشان را با عنوان "حاجي" مورد خطاب قرار داد.جهت پيگيري كار به چند بخش ديگر هم رفتيم و در تمامي بخشها هم اين دوست گرانقدرمان تمامي روسا و مديران و فرماندهان را "حاجي"خطاب ميكرد . پس از پايان كار به دوستم گفتم خوش به حالتان كه اداره تان شما را به سفر حج ميفرستد.علت را پرسيد و پاسخ دادم از "حاجي"گفتنهاي مكرر شما.دوستمان لبخند نمكي كرد و گفت برادر در اينجا رسم است وقتي شخصي موفق! و مفتخر! به ارتقاء از درجه افسري(سرواني) به افسري ارشد(سرگرد به بالا) ميشودبدون هيچ گونه بحث و صحبتي ملقب به عنوان "حاجي" ميشود.....
5- اگر اشتباه نكنم براي بناي مسجد امام اصفهان بود كه پس از ساخت پي يا فونداسيون آن معمار آن به مدت 5سال از نظرها مخفي شد و پس از مراجعت وقتي سبب را پرسيدند گفت براي اينكه پي بنا كاملا فشرده و آماده شود(كه شاه مخالف اين امر بود و معتقد بود كار سريع انجام شود) مجبور به اختفا شدم.حال اين اوضاع شهر ماست.ادارات مسئول جهت قرار دادن انشعابات آب - برق - گاز - فاضلاب - تلفن و ... اقدام به كند و كاو در سطح خيابانها مينمايند.زمانبندي را ببينيد:
بريدن آسفالت = 1 هفته - آنتراكت(استراحت)= 1 ماه
 گود برداري = 3 روز - آنتراكت = 2 ماه 
اتصال و قراردادن انشعاب مربوطه = 1 هفته - آنتراكت = 1ماه
 پر نمودن موقتي گودبرداري = 2 روز - آنتراكت - 3 ماه 
زير سازي و تسطيح مسير تخريب شده = 1 هفته - آنتراكت 3 ماه
قيرپاشي و آسفالت نمودن مسير مورد نظر = هر وقت بودجه بياد و پيمانكار حال داشته باشه و هوا خوب باشه و .....
جالب اينجاست كه يكي از خيابانهاي مركز شهر را براي اين كار مصدوم! ميكنند و بعد از 1 ماه يكي از خيابانهاي بالاي شهر و اعيان نشين را تخريب ميكنند(به فاصله چند صد متر) پس از چند ماه خيابان با كلاس ها! را آماده و اصلاح و آسفالت كرده اند ولي هنوز خبري از ترميم و آسفالت نمودن خيابان اولي نيست....
6- جهت پيگيري كار يكي از نزديكان به دفتر دكتر ... نماينده مجلس ميروي.ميخواهي با خود ايشان صحبت كني اما موفق نميشوي.سفارش دوستان به رييس دفتر و خودش هم بجايي نميرسد و جوابي نميگيري.به محل كار همكلاسي قديمي ميروي و از روزگار مي نالي.او هم ميگويد از فلاني توقع كار نداشته باش.كسي كه در ابتداي ايام انتخابات مجلس هشتم "تعهد"(آنهم از نوع كتبي!!) داده كه فقط اين مرحله كانديد شود و ديگر به هيچ عنوان در هيچ دوره ديگر كانديدا نشود مگر ميتواند! و ميخواهد! كه كاري براي موكلانش انجام دهد.
[ جمعه شانزدهم بهمن 1388 ] [ 10:49 ] [ منصور ]
چند وقتی بود که در سطح شهر گرگان تبلیغاتی با مضمون فراخوان مقالات پژوهشی با عنوان استاندارد سازی رفتار پلیس مشاهده شده بود که در نوع خود موضوع جالبی است.نگارنده بمنظور استفاده بیشتر و بهتر از این
مقوله چند نوع دیگر از استانداردسازی  ارائه میدهم:

1- استاندارد سازی رفتار قضات و سایر کارمندان دادگستری با ارباب رجوع(مجرم و متهم که جای خود دارد حتی با مردم عادی هم مشکل دارند)

۲- استاندارد سازی نوش جان نمودن غذا و مخلفات و وعده های آن برای مدیران و روسا.

۳- استاندارد سازی پخش تعداد و زمان پیامهای بازرگانی از صدا و سیما.

۴- استاندارد سازی ارائه تسهیلات بانکی به ارباب رجوع و عدم تبعیض بین دارا و ندار.

۵- استاندارد سازی هزینه ازدواج - مهریه و ... بمنظور ازدواج آسان جوانان دم بخت.

۶- استاندارد سازی نحوه مصاحبه مسئولین و تحقق وعده ها و گفته هايشان.

۷- استاندارد سازی سیر مراحل اداری پرونده ها و جلوگیری از اتلاف وقت ارباب رجوع و بعضاْ جلوگیری از فقدان پرونده ها و مدارک.

۸- استاندارد سازی عرض خیابانها و کوچه ها با تعداد ماشینهای موجود بخصوص بعضی خیابونها که ظهر و غروب قفل میشه.

9- استاندارد سازي سيستم پرداخت پول عابربانكها و جلوگيري از هنگ شدن يا هنگ كردن! عابربانكها.

و ...

[ جمعه شانزدهم بهمن 1388 ] [ 7:42 ] [ منصور ]

پشت در مي ايستي.سخنران مشغول صحبت كردن است.نفس عميق كشيده و با يك بسم الله در را باز ميكني و وارد ميشوي.طبق معمول، اول سخنراني اومدي و دورتا دور پر از آدم است و وسط تقريباً خالي.همينكه صداي در مياد 99/99% حاضرين بر ميگردند تا ببينند كي آمده.با پيشاني خيس از عرق شرم و حيا و با گوشهاي گر گرفته ميروي و آخر جمعيتي كه وسط نشسته اند مينشيني.بعد از اينكه نفست سر جاش اومد و در جاي خودت آرام گرفتي شروع به ديدن دور و برت ميكني.

طبق معمول ضلع غربي كه سمت چپ قبله ميشه ویژه بزرگان و سران است.ضلع جنوبي كه سمت راست قبله ميشه ويژه كارمندان باصطلاح تقريباً عاليرتبه و متوسط است.ضلع شرقي كه جنب خيابان فرعي است ويژه قشر كارگر و كارمندعادي و بازاري است.ضلع شمال كه كنار پرده سبز است ويژه كودكان و خردسالان و نوجوانان!.

بله اين وضعيت هر شب حسينيه سيستانيها در گرگان در ايام محرم بود كه بقول يكي از دوستان بيشتر جنبه سياسي دارد تا مذهبي .از يك لحاظ خوبست به هر حال وجود پايگاهي سياسي بمنظور جمع آوري و استفاده از نخبگان وساير اقشار بسيار نيازمند و لازم بوده است و چه بسا يكي از علل موفقيتهاي اخير در انتخاب نماينده مجلس و عضو شوراي شهر وجود همين پايگاه و مركز ميباشد اما به ديگر ابعاد و پتانسيل هاي ديگر اين مكان توجه نشده است من جمله مكان مذهبي.چند باري كه در طول سال جهت فريضه نماز به آنجا رفتم جز عده انگشت شمار(كه به تعداد انگشتان دو دست هم نمي رسيد)كسي ديگر آنجا نبود وهمان تعداد هم اكثراً هيأت امنا يا ديگر بزرگان بودند.چرا راه دور برويم.در همين ايام محرم تا قبل از سخنراني روحاني محترم(قبل از ساعت 8 شب)عده بسيار كم بود.در حين سخنراني جمعيت اضافه شده و در زمان عزاداري حسينيه كاملاً پر ميشد.در همين زمان و يا پس از اطعام نذري در بيرون حسينيه مباحث سياسي و اداري شكل ميگرفت و هر چند نفر دور يكي از سياسيون! جمع شده و از اوضاع دنيا و وقايع كشور و احوالات استان و خودشان صحبت ميكردند .بماند كه عده اي تفسيرهاي شخصي و مواضع سياسي خود را در قالب بررسي اوضاع سياسي روز ايران و جهان به خورد ديگران ميدادند.

در واقع حسينيه مكاني شده جهت ابراز مواضع – درخواست ارتقا و ترفيع از طريق واسطه و لابي و توصيه– باخبر شدن از سياسيون سيستاني – برنامه هاي آتي و ... .

باز هم همانگونه که در چندين وقت پيش نوشته بودم هيأت امنا و بزرگان و سران را نسبت به تصميمات اوليه در مورد فلسفه وجودي حسينيه سيستانيها گوشزد مينمايم كه با شور و شوق خبر از احداث حسينيه با كاركردهاي مذهبي – ورزشي – فرهنگي – هنري – درمانگاه – كتابخانه و ...ميدادند اما در حال حاضر نه تنها از اكثريت كاركردهاي فوق خبري نيست بلكه از بعد مذهبي نيز بسيار ضعيف عمل نموده و به روايتي وزنه سياسي آن بر وزنه مذهبي برتري دارد.

[ شنبه نوزدهم دی 1388 ] [ 22:58 ] [ منصور ]

پنجشنبه   10 دی1388     ساعت: 15:8             توسط:استراباد
بله دوست عزيز اين پديده در استان گلستان موج ميزند
اگه شما نگاهي به بافت نژادي در استان گلستان كنيد
تركمنها
بلوچها در ازادشهر و قسمت مينو دشت
فارسهاي اصيل در گران و حومه
هستند منتهي بايد اين را هم بپذيريم گرگان شهر مهاجر پذيري عست و عده اي از سيستان و خراسان و ..... به اين استان امدند
شايد در 10سال گذشته تعداد خراسانيها و سيستانيها به 500نفر در اين استان نمي رسيد اما اكنون شايد 50درصد اين استان را تشمكيل ميدهد فساد در داداره جات هم به دليل همين مهاجرتها هست 
و اين مسائل ربطي به گرگاني اصيل ندارد
موفق باشيد

 وب سایت        پست الکترونیک  

زمانی که من در یک اداره در گرگان کارمند یا رییس باشم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جناب آقاي بايزيدي
ممنون از اظهار لطف و نظر شما
ابتدا عرض نمايم كه بنده در اين مقال اسمي از اشخاص - قوميت - گروه يا ... نبرده و كلي گويي كرده ام.اصطلاحاً عام صحبت كرده ام نه خاص.پس شما چرا نگران طرز فكر خوانندگان در مورد گرگانيهاي اصيل! هستيد؟چرا ترسيده و پريشان شده ايد؟
در ضمن گوييا حضرتعالي گرگانيهاي اصيل !! را (نعوذ بالله)معصوميت ذاتي بخشيده و اعطا نموده ايد و الباقي را به عنوان فاسد و مجرم و ... اعلام و اعلان نموده ايد كه خب قضاوت در اين مورد را به خوانندگان گرامي واگذار مينمايم و از اينكه اگر احياناً به گرگانيهاي اصيل!! تهمت و افترا و بهتان زده شد معذرتخواهي نموده و آنان را از هرگونه فساد و تخلف و تباهي و تباني مبرا دانسته و من بعد بر سر آنان قسم خواهم خورد.

در جايي ديگر اشاره نموده ايد كه در 10 سال گذشته تعداد خراسانيها و سيستانيها به 500 نفر در استان نمي رسيد.خواهشمندم كه ديگر ما را به خنداندن وادار ننماييد.اگر هر گونه آمار و جامعه آماري را قبول نداريد لااقل به نتايج انتخابات اولين دور شوراهاي گرگان مراجعه نماييد كه مهندس سالاري و دكتر ناصري حداقل روي هم رفته صاحب 15000 راي بودند (يا كم كم 10000 راي كه بقول خودتان اكثرا تك راي بود.)و يا در انتخابات مياندوره اي مجلس ششم دكتر ناصري حدوداً 30000راي آورد كه با حساب سرانگشتي تعداد سيستانيهاي واجد شرايط راي دادن(آنهم بالاي 18 سال) حدوداً دست كم 20000 نفر است.البته اين امار فقط در شهر گرگان و يا در گرگان و آق قلا ميباشد و آمار سيستانيها در استان بسيار بيشتر از اينها ميباشد.در ضمن جمعيت خراساني ها را هم كه حساب نكرده ايم پس شما چگونه ميگوييد كه در سال 1378 جمعيت سيستانيها و خراسانيها كمتر از 500 نفر بود؟

از يك شخص كه ادعاي باسوادي و نويسندگي مطالب تاريخي و فرهنگي دارد و نگران فرهنگ و تاريخ شهرش است بعيد است كه چنين اشتباهي بزرگ(اصطلاحاً تابلو) را خواسته يا ناخواسته مرتكب شده و مضحكه ديگران شود؟

و اما پيشنهادات اين فرد فاسد و مجرم و ....(اگر به زعم برادر بايزيدي صلاحيت ارائه پيشنهاد و نظر به اصيلها را داشته باشم) :

1- خواهشمنديم آمار مستند مورد اشاره خود و منبع و مرجع آن را برايمان ذكر نماييد تا ما هم مطلع - آگاه و مستفيض شويم و بيش از اين در جهالت نمانيم.
2- كميته صيانت از فارسهاي اصيل در گرگان تشكيل داده و در موارد اين چنيني سريعا و راساً واكنش نشان داده تا مبادا اذهان غير فارسهاي اصيل از شنيدن چنين وقايعي مخدوش و مغشوش شود.
3- يك هيأت گزينش از فارسهاي اصيل گرگاني ايجاد كرده و نسبت به عدم استخدام غير فارسهاي اصيل گرگاني اهتمام ورزيده تا با اين امر از بروز و توسعه فساد اداري پيشگيري و با آن مبارزه كرده و بيش از اين دامن فارسهاي اصيل را لكه دار ننماييم
4- براي يك نويسنده گرگاني اصيل افت دارد كه "است" را "عست" بنويسد.در نوشتن دقت نماييد.

با سپاس

منصور




[ پنجشنبه دهم دی 1388 ] [ 23:1 ] [ منصور ]

۱-      در هنگام حضور خانم(محرم يا نامحرم) در اتاقم بايستي درب چهار تاق بازباشد و عالم و آدم ما را ببينند و گرنه تهمت و افترا زياد ميشود.

۲-      تا خانم همکار سلام كرده و يا جواب سلام و جواب سوال را با يك لبخند ميدهد غش و ضعف رفته و سريع كم جنبه و كم ظرفيت شده و آن را نشان ... ميدانم.

۳-      ساعت ۲ ميروم خانه،ميخوابم و ساعت ۶ - ۵ عصر به محل كار مراجعه كرده و كارت خروج را ميزنم و در آخر ماه اضافه كار ميگيرم.

۴-      رييس ما به ساعات اضافه كاري توجه نكرده و بدون توجه به حضور يا عدم حضور برايم اضافه كاري رد ميكند.

۵-      در زمان استخدام و در سالهاي اوليه براي اينكه مبادا زيرآب بخورم و نهادهاي نظارتي  ناراحت شوند محاسن ميگذارم( از نوع حزب اللهي) و پيراهن را روي شلوار مياندازم و ....

۶-      با توجه به وضع خانوادگي و آشنايان قانون تدوين ميكنم.زماني كه پسر اولم خواست سربازي برود قانون خريد خدمت را تصويب نموديم .براي پسر دومي هم از حضور در جبهه مان استفاده نموديم و معافش كرديم و براي اين پسرمان هم معافيتهاي جديد وضع نمويم .براي بقيه هم خدا بزرگ است تا زمان سربازي شان وقت زياد است.

۷-      چون ساعات مفيد كاري در اداره مان بيشتر از حد استاندارد است جهت آماده شدن ،شركت در مراسمات ديني و نماز و تعقيبات بعد از آن حدوداً ۵ / ۱ – ۱ ساعت وقت گذارده و اهميتي به ارباب رجوع نميدهم بالاخره مقام خدا و عبادات بالاتر از كار مردم است.

۸-      سنوات خدمتي كه از ۱۵ – ۱۰ سال گذشت بايد بچه مثبت بودن را كنار گذاشت و كمي ديرتر آمد و كمي زودتر رفت.

۹-      نبايد از رييس و مسئول انتقاد كنم و گرنه بايد خودم را جمع و جور كنم و آماده انتقال،تنزيل رتبه و مقام و محروم از مواهب و مواجب شوم.

۱۰-   اگر رسمي باشم توپ هم نميتونه من را تكان بده و هر كاري دلم خواست ميكنم.فوقش تذكري – توبيخي – چيزي، نهايت هم بازنشسته ميكنند بي خيال.

۱۱-   كارمند زير دست من ميخواد درس بخونه و ليسانس يا ارشد بگيره اونوقت رييس من ميشه يا كم كمش پست من را ميگيره.نبايد بذارم.از فردا نميذارم.مرخصي لغو و كارهاش دوبله.تو خونه هم بايد كارهاي اداره را انجام بده.

۱۲-   بايد سياسي باشم و خودم را همفكر رييس نشان بدم.بي خيال تخصص و تعهد.اگر روي شانس بيفتم تا مدير كلي هم ميرم.مگه فرمانـ... و استانـ.... و مدير كل و ... همگي اين كاره بودن و هستن؟

۱۳-   بايد از سوابق جنگ و جبهه چيزي نگم و گرنه من را متهم به خشونت طلبي و ...ميكنن. اون تو خارجه كه يكي از ملاكهاي انتخاب شدن شركت در جنگ و داشتن عنوان كهنه سرباز بودن است.

۱۴-   سازمان ما بيشترين و بهترين تسهيلات شركت در بورسيه تحصيلي كنكور را داره اما اداره بغل دستي همش يكنفر اون هم با سخت ترين و بدترين شرايط ممكن را در كل كشور ميگيره.

۱۵-   من به عنوان يك مدير حق دارم كه در ساعات اداري و غير اداري توي اداره توپ بخوابم.غذا را از ... جوجه يا جوجه .... بخورم.روي ميزم پر باشه از شكلات كاكائويي و بيسكويت و آب معدني.يخچالم پر باشه از ميوه و آب ميوه.۲ ماشين مدل بالاي پلاك شخصي و دولتي در اختيار خودم و خانم بچه ها باشه.بچه هام تو مدرسه غيرانتفاعي كه رئيسش دوستمه درس بخونن.اختيار استخدام و به كارگيري چندين نفر را داشته باشم.بودجه را هم با نظر خودم هزينه كنم.در غير اين صورت محاله كه مدير بشم.

۱۶-   معاون اداره ... هستم.اگر دلم خواست كه با رييس هماهنگم اگر هم نه كه كاري نداره رييس را دور ميزنم و با يك امضا ي ( از طرف ) كارم را پيش ميبرم.

۱۷-   بستگان و آشنايان را كه استخدام كردم پشتشون مي ايستم و نميذارم كسي بهشون چپ نيگاه كنه.اصلاً هر كاري دوست داشتن بكنن.هر وقت خواستن بيان و برن.خواستن كار كنن و نخواستن هم با رايانه بازي كنن.خودم هواشونو دارم.

۱۸-   فقط روي تبليغات كار ميكنم.كاري را خواستم انجام بدم اول يك تبليغات در سطح شهر-بعد هم تو صدا و سيما .كار كه شروع شد بي خيالش ميشم.حيف اين همه وقت و انرژي نيست كه رويش بذارم.ميسپرم به بچه ها خودشون انجام بدن.وقت زياده.

۱۹-   مديران قسمتهاي تحت امر را كه خواستم منصوب و انتخاب كنم ازشون تعريف و تمجيد ميكنم و كلي بهشون بها ميدم اما اگه ناتوان نشون بدن و كاري را خراب كنن و نتونن منو كمك كنن بيچاره شون ميكنم.منكر همه تواناييها و علم شون ميشم.اصلاً هر چيزي را كه در روز معارفه گفتم تكذيب ميكنم.بعدش هم اونها را جايي ميفرستم كه عرب ني انداخت.

۲۰-   همايش برگزار ميكنم توپ.گردهمايي تشكيل ميدم در حد المپيك.تبليغات پارچه اي وسيع در سطح شهر – ميوه و پذيرايي در حين برنامه – تدارك نهار خفن از رستوران .... – تهيه و اهداي بروشور و كاغذ و كيف و بسته تبليغاتي – اعطاي هداياي ويژه به مسئولين و مديران شركت كننده – چند تا سخنران هم جهت خالي نيودن عريضه و رفع مسئوليت و توجيه هزينه ها هم دعوت ميكنم.بي خيال استفاده از نظرات و انديشه كاركندان جزء و رده پايين و متوسط.هر وقت مدير شدن خودشون نظريه هاشون را اجرا كنن.

۲۱-  این همکار بغل دستی بعضی مواقع بدجور توی ذوقم میزنه و موی دماغم میشه و نمیذاره بعضی کارها !!! را انجام بدم.میدونم چیکارش کنم.یک استشهاد درست میکنم و کلی از یارو بد میگم و اتهام و تهمت بهش میزنم آخرش هم توی امضا مینویسم : "جمعی از خانواده شهدا و امت حزب الله "همین کافیه که آنچنان فیتیله پیچش کنن که تا عمر داره دیگه راست نشه.

*قابل توجه برادر جامه پران که از شور و هیاهوی مان میپرسیدند!!!!

[ سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 ] [ 0:16 ] [ منصور ]

ملائکه‌ در روز غدیر «نثار فاطمه‌» را به‌ یکدیگر هدیه‌ می‌دهند.

وقتی‌ آخرین‌ ساعات‌ روز غدیر فرا می‌رسد ندا می‌آید:

 به‌ مراتب‌ و درجات‌ خود برگردید که‌ به‌ احترام‌ محمد و علی‌ تا سال‌ آینده‌ در چنین‌ روزی‌،

از لغزش‌ و خطر در امان‌ خواهید بود.

[ شنبه چهاردهم آذر 1388 ] [ 13:5 ] [ منصور ]

پس از معرفی و انتصاب استاندار جدید گلستان ایشان اولین مسئولین و مدیران خود را منصوب نمودند.

به گزارش خبرگزاري فارس از گرگان، جواد قناعت در حكم جديد خود علي‌رضا جمشيدي را به سمت مشاور و مدير كل حوزه استاندار منصوب كرد.
همچنين استاندار گلستان در حكم جداگانه‌اي علي‌اصغر دهقان را به سمت مشاور عالي و رئيس گروه مشاوران استاندار منصوب كرد.
جمشيدي متولد سوادكوه داراي تحصيلات كارشناسي ارشد فقه و حقوق از دانشگاه تهران است.
وي داراي سوابقي همچون مدير كل اجتماعي و شوراهاي استانداري مازندران، فرماندار سوادكوه و استاد دانشگاه است.
دهقان نيز پيش از اين به عنوان مشاور معاون سياسي‌ ـ امنيتي استانداري مازندران مشغول به‌كار بوده است.

و طبق روال همیشگی باز هم مدیران استانی از استان دوست و برادر و همجوار مازندران به این خطه کوچانده شدند و احتمالاْ هم ادامه خواهد داشت و ای کاش دولتمردان کمی هم به توانایی مردمان این منطقه ایمان داشتند.

[ جمعه سیزدهم آذر 1388 ] [ 11:59 ] [ منصور ]

عید قربان 

 جشن رهایی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان و یقین

عید سرسپردگی و بندگی

عید نزدیک شدن دلها به قرب الهی

بر همگان مبارکباد.

[ جمعه ششم آذر 1388 ] [ 23:51 ] [ منصور ]

در خبرگزاری فارس خبری درج گردیده که توجه شما را به متن خبر و توضیحات جانبی آن جلب مینمایم:

در گنبدكاووس؛

بخش موسيقي جشنواره فرهنگ اقوام ايران‌زمين برگزار شد‌

خبرگزاري فارس: بخش موسيقي سومين جشنواره فرهنگ اقوام ايران‌زمين در شهرستان گنبدكاووس برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از گرگان، در سومين جشنواره فرهنگ اقوام ايران‌زمين كه از 21 آبان آغاز شده و تا 24 آبان ماه در تالار فخرالدين اسعد گرگاني ادامه دارد آداب و رسوم و ويژگي‌هاي فرهنگي اقوام ايراني در قالب شش قوميت شامل قوم تركمن، كتول، سيستاني، قزاق، قزلباش و محلي مازندراني به نمايش گذاشته شده است. (ما که هر چه گشتیم و پرس و جو کردیم نام و نشان و اثر و غرفه ای از آداب و رسوم و فرهنگ سیستانی در این نمایشگاه پیدا نکردیم.شاید چشم بصیرت نداشتیم و یا اینکه دوستان اشتباهی به جای دیگر رفته بودند و خبر برای جایی دیگر یا شهری دیگر بوده است)
در بخش موسيقي‌هاي محلي اقوام ايراني نيز هفت گروه از استان‌هاي اردبيل، گيلان، خراسان شمالي، مازندراني، لرستان، كهگيلويه و بويراحمد و سمنان، معرفي شده‌اند. (در اینجا باز هم اسم و نام و یادی از گروه موسیقی سیستانی برده نشدو گوییا مسئولین عزیز و دوستان گرانقدر فراموش کرده اند که یکی از جاذبه های نمایشگاه و دلایلی که تعداد بازدیدکنندگان بیشتر میشد اجرای زنده همین موسیقی سیستانی بود)
در مراسم موسيقي آييني اين جشنواره كه مراسم آن صبح امروز در شهرستان گنبدكاووس برگزار شد، اقوام مختلف از جمله ترك و كرد و فارس به اجراي موسيقي محلي و نمايش آيين‌ها پرداختند.
محورهاي سومين جشنواره فرهنگ اقوام ايران‌زمين معرفي و نمايش آداب و رسوم و ويژگي‌هاي فرهنگي اقوام ايراني است كه اجراي موسيقي محلي اقوام ايراني آن در سالن فرهنگي ـ هنري ارشاد شهرستان گنبدكاووس در حضور ميهمانان و علاقه‌مندان و مردم اين شهرستان طنين‌انداز شد.
برگزاري نمايشگاه جاذبه‌هاي گردشگري استان‌ها و نمايشگاه صنايع دستي استان‌ها و مسابقه جشنواره غذاهاي سنتي و برگزاري تورهاي استانگردي با حضور مديران دفاتر خدمات مسافرتي برجسته كشوري است.

انشا الله که این غفلتها عمدی نباشد و علت آن مشغله کاری و ذهنی و خانوادگی و سیاسی و اقتصادي و ... باشد نه غرض ورزي !!!

اینهم نشانی خبر مربوطه در خبرگزاری فارس

[ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 ] [ 9:54 ] [ منصور ]
و بالاخره ششمین استاندار گلستان هم معرفی شد:

جناب آقای " جواد قناعت " عصر یکشنبه با تصویب هیات دولت به عنوان استاندار گلستان منصوب گردید.

(آخرين خبر: سايت استانداري گلستان تا اين لحظه "سه شنبه ساعت۲۲ "هيچ گونه خبر و اطلاعاتي از اين جابجايي و استاندار جديد را مخابره نكرده و در سايت قرار نداده است گوييا هنوز در شوك قرار دارند و يا اينكه هنوز اين انتصاب قطعيت ندارد يا ....)

سوابق در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ] [ 0:30 ] [ منصور ]

نمايشگاه فرهنگ اقوام ايران زمين از ۵ بخش تشکیل شده است:

بخش اصلي كه در قسمت نمايشگاههاي دائمي برگزار شده(و با دكور و طراحي جديد بسيار چشم نواز و مرتب و منظم شده و بايد بابت اين كار به مديريت تالار و اداره ارشاد دست مريزاد گفت)  39 غرفه دارد كه بیشتر به نمایش صنایع دستی اختصاص دارد. در این بخش مازندران 3غرفه٬ تهران 4 غرفه ٬ قزوين 3 غرفه  ٬ خراسان شمالي 4 غرفه ٬ گيلان 4 غرفه ٬ سمنان 5 غرفه و روابط عمومي ٬ صدا و سيما ٬ مديريت جشنواره٬ طرح اسكان مسافرين ٬ جامعه هتلداران و محيط زيست گلستان هم هر کدام یک غرفه دارند.

قسمت بعدي  به زندگی اقوام مختلف می پردازد عشایر کرد خراسان ٬ شاهسون اردبیل٬ ایلام٬و مازندرانی ها در این بخش با برپایی چادر نان و غذاهای سنتی خود را پخت می کنند  البته قزاق ها و ترکمن های استان هم با برپایی آلاچیق آداب و رسوم خود را در معرض دید عموم قرار می دهند و جای خالی سیستانی های استان این بین هم جای تامل دارد! هر چند گروه موسیقی سیستانی ها با برنامه های شاد خود سیل مشتاقان را به خود جلب می کند اما به جا بود مسئولان میراث فرهنگی استان به این بخش هم توجه ویژه معطوف می کردند.

قسمت سوم  این همایش که مربوط به  جاذبه هاي گردشگري استان هاي مركزي – كهكيلويه و بوير احمد – زنجان – ايلام – كردستان – سمنان – اردبيل – گيلان – گلستان – خراسان جنوبي – چهارمحال و بختياري – مازندران و لرستان است در داخل ساختمان تالار برپا شده است که طبق معمول جای  استان سيستان و بلوچستان با آن غناي فرهنگي و صنايع دستي و ميراث فرهنگي ارزشمند خالیست!

در بخش غذاهاي سنتي كه  پشت تالار يعني قسمت شمالي برپا شده است نیز استان هاي میهمان غذا و سوغاتي هاي محلي خود را در معرض تماشای علاقمندان قرار داده اند. که شامل استان هاي كرمانشاه ٬قم ٬ گلستان(5 غرفه) ٬ اصفهان – همدان و خراسان شمالي است.

و اما بخش انتهايي كه پشت قسمت غذاهاي سنتي قرار دارد مختص صنايع دستي استان گلستان است كه با 12 غرفه انواع صنايع دستي موجود در استان را  عرضه کرده است.

نكته جالب توجه اختصاص 28 غرفه در مجموع براي استان گلستان است  كه با توجه به تعداد كل غرفه ها(74 غرفه) حدود 38% نمايشگاه(بیش از یک سوم) مربوط به گلستان است که این امر هر چند موجب خرسندی است اما این در حاليكه براي تعدادي از استانها غرفه هاي كمي در نظر گرفته شده و يا حتي مكاني به آنان اختصاص داده نشده است(البته در مورد حضور آنان در جشنواره اطلاعي نيست شايد خودشان شركت ننموده اند) جای بحث دارد.

 اين جشنواره از ساعت 16 آغاز و تا ساعت ۲۲ ادامه دارد.

 سايت اطلاع رساني جشنواره  :   www.gorganchto.ir

 پ.ن: خودمانیم ٬ ما هم کم از یک روابط عمومی نداریم و داریم مفتی مفتی برای نمایشگاه تبلیغات میکنیم و یک تنه کار روابط عمومی را انجام میدهیم.خداوند انشا الله حقوقشان را حلال گرداند.

[ شنبه بیست و سوم آبان 1388 ] [ 0:4 ] [ منصور ]

سومين جشنواره فرهنگ اقوام ايران زمين امروز در تالار فخرالدين اسعد گرگاني کار خود را آغاز کرد.

اين جشنواره برای سومين سال(۸۵- ۸۷ - ۸۸ ) در گرگان برگزار می شود تا مردم استان با  آيين ها – صنايع دستي – محصولات – موسيقي و فرهنگ  استانها و قوميتهاي ايران آشنا شوند.

در محوطه جلوي تالار آلاچيق تركمن – چادر عشاير گلستان – عشاير ايلام – شاهسون اردبيل – آلاچيق قزاق به همراه موسيقي يا صنايع دستي يا خوراكي هاي سنتي برپا شده است.

در قسمت غرب محوطه گروه موسيقي محلی غرب گلستان(مازندرانيها) با برپايي تالار  چوبی به اجراي زنده برنامه ميپردازند.

گروه موسيقي تركمنها نيز در داخل آلاچيق به اجراي برنامه ميپردازند.

در جلوي ساختمان تالار و در ورودي محوطه هم گروه موسيقي سيستاني به تناوب به اجراي انواع برنامه ها از قبيل سه چاپي – رقص شمشير – چوب بازي و ... ميپردازند كه طبق روال هر ساله با استقبال گسترده بازديدكنندگان مواجه گرديدند.

از نكات قابل توجه حضور گروه موسيقي بختياري بود كه در بعضي اوقات به اجراي برنامه نواختن موسيقي همراه با رقص مخصوص كه نشان از فرهنگ لرها دارد ميپرداختند كه به علت تازه بودن برای بازدیدکنندگان و اجراي موسيقي شاد مورد استقبال بينندگان قرارگرفت و شايد بتوان گفت رقيبي متوسط براي گروه موسيقي سيستاني بود.

و اما نكاتي چند از روز اول جشنواره:

*با وجود اينكه زمان افتتاح نمايشگاه  ساعت 17 بود اما در ساعت 18 يواش يواش مسئولين به داخل تالار آمدند تا برنامه تكراري قبل از افتتاحيه در داخل تالار با سخنرانيها و ديگر امور اجرا گردد و نمايشگاه پس از 4-3 ساعت تأخير و بدقولي افتتاح گردد.

*  از ساعت 16 حضور گسترده مردم در نمايشگاه مشهود بود اما هنگام ورود به محوطه نمايشگاه با دربسته و 2 باديگارد و يك برگه سفيد كه با خودكار پر رنگ شده و بد خط نوشته شده بود: افتتاح نشده

* تاريكي بيش از اندازه محوطه جلوي تالار معضل هميشگي و هرساله بوده و با توجه به برگزاري چنين جشنواره اي و استقبال زياد آن در ساعات شب و احترام به حقوق شهروندي و بازديدكنندگان تدبير ويژه مسئولين را در اين زمينه ميطلبد تا با تأمين روشنايي مناسب هم رضايت بازديدكنندگان را بدست آورده و هم گروههاي مستقر در آن بهتر به انجام برنامه و .. بپردازند و در ضمن امنيت در آنجا بيشتر شود.

* در ساختمان تالار و در سالن انتظار غرفه هايي تعبيه شده و هر غرفه مختص يك استان تا به معرفي استان – نقاط گردشگري – ميراث فرهنگي و ساير موارد مخصوص به خود بپردازند.آنچه در اين ميان به چشم آمد اختصاص غرفه فقط براي12 – 10 استان بود در حاليكه انتظار ميرفت از ديگر استانهاي صاحب فرهنگ و هنر نيز غرفه اي باشد به ويژه با توجه به حضور جمعيت فراوان از سيستانيها يك غرفه به استان سيستان و بلوچستان اختصاص يابد اما خبري از اي امر نبود.

* امسال بر خلاف پارسال خبري از سفرا و كاردارهاي كشورهاي خارجي جهت شركت در افتتاح جشنواره نبود.

* طبق روال هر ساله بازار آش و چای و نان سنتی و دیگر غذاها و خوراکی های سنتی  و محلی داغ بود و در جای جای نمایشگاه و محوطه آن بساط فروش و خوردن بر پا بود.

 

[ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ] [ 22:36 ] [ منصور ]

1- اواخر ماه شعبان است و طرحي بنام غبار روبي مساجد براي ماه رمضان.اخبار استان را كه ميبيني مسئولان از ريز تا درشت هر كدام يك جاروي دستي!!! و يك شيشه گلاب و يك تكه دستمال گرفته و  جلوي دوربين صدا و سيما همگي به يك صف مشغول گردگيري و نظافت و ... هستند.خدا وكيلي اينها در طول 365 روز سال به غير از اين ايام( و صد البته جلوي دوربين تلويزيون) كي از اين كارها ميكنند؟من كه هنوز نديدم.

2- ميگن امسال سال اصلاح الگوي مصرف است و شعار صرفه جويي سرتيتر همه نشريات و برنامه ها و مراسمات و ... شده است.نمونه اش همين بلوارهاي داخل شهر گرگان است كه شبها چراغها بصورت يك در ميان روشن ميشود تا مجبور شوي جلوي ماشين يك پروژكتور نصب كني.چون در حالت عادي و روشن بودن همه چراغها باز هم با مشكل روشنايي و ديد مواجه هستي واي به حال اينكه يك در ميان هم خاموش كنند.بگردم مسئولين شركت برق را......كجا را نشانه گرفته اند.

3- مكاني را براي احداث كارخانه اي – مدرسه اي – طرحي- شركتي - .... در نظر گرفته اند.در روز موعود و در مراسم شكيل " كلنگ زني"(با كلنگ روبان زده) دايره اي با قطر 1 متر را گچ ريزي كرده و مسئولين با رعايت ارشديت به نوبت مشغول كلنگ زني ميشوند و هر كدام در حد 2-1 ضربه كلنگ و در نهايت 8-7 ضربه بيشتر نميخورد و كسي هم خاكي نميشد(كاري به اجرا يا لغو پروژه نداريم) اما يادم نميرود در كشور دوست و همسايه تركمنستان و در زمان "صفرمراد" خدابيامرز يا همين "بردي اف" در زمان كلنگ زني يك كلنگ عادي مي آوردند و رييس جمهور محترم تا يك چاله به عمق 1 متر درست نميكرد ول كن ماجرا نبود بقيه مسئولين هم جاي خود بطوريكه در مثل ميگفتن كه پي ساختمان را كندند.بد نيست دوستان كمي از همتايان شمالي خود ياد بگيرند.

4- هر سال موقع برداشت محصولات(در هر فصل سال)كه ميشه مسئولين كشاورزي استان با ژستي مردمي و قانوني و ... جلوي دوربين حاضر شده و خبر از خريد تضميني محصولات توسط دولت و شركتهاي تعاوني و ... و به قيمت منصفانه و واقعي و ...ميدهند اما نميدونم چه رازي هست كه هميشه آه و ناله كشاورزان از بابت فروش نرفتن محصولات و يا قيمت بسيار پايين قيمتها بلند است.جالب اينجاست كه اين قصه هر سال تكرار ميشه و كسي هم جوابگوي خلف وعده و يا اظهارات كذب مسئولان نيست.

5- 1/6/88 مشغول تماشاي اخبار بودم كه نكته ظريفي توجهم را جلب كرد:

3% مردم آمريكا كشاورز هستند و با اين عده كم غذا و ميوه 3 قاره جهان را تأمين ميكنند اما 27% جمعيت ايران كشاورز است اما از لحاظ كشاورزي هنوز هم به خارج وابسته ايم.چرا؟

۶-شبهاي اعياد مذهبي شبكه هاي سيما طبق روال هرساله و تكراري بايد برنامه پخش كنند.يك جشن با حضور تعدادي از مردم(در حد 100 – 50 نفر) - دعوت از چند خواننده - اجراي تر دستي و چشم بندي - اجراي مسابقات بسيار آبكي و اعصاب خرد كن - سخنراني مقام مدعو كه احتمالاً مدير يا رييس يا ... ميباشند - دعوت از چند بازيگر كه فيلم يا سريالشان در همان محدوده زماني مشغول پخش ميباشند و طرح سؤالات كليشه اي و تكراري و ....) و صد البته كسي هم آنها را نگاه نميكنه..... پس چه فايده تهيه و پخش اين برنامه ها....(البته شبكه سبز يا همان استان گلستان در حد تهيه و اجراي همچين برنامه هايي نيست چون اصلاً از اين شبكه و مديرانش انتظار اين حركات سخت و ثقيل!!!!!!!! نميرود.)

 

[ جمعه پانزدهم آبان 1388 ] [ 14:21 ] [ منصور ]

دیروز شهید حسین تالانه در زادگاهش مینودشت تشییع شد اما ....

در هیچ یک از بخشهای خبری صدا و سیما انعکاس نیافت...

باز هم مظلومیت و غریبی سيستاني در گلستان...

از که باید پرسید: خبرنگاران - مدیران - مسئولان - صدا و سیما - ....

در حالیکه خبر و تصویر تشییع پیکر همرزم شهید(صادق تقوي) در ساري از تمام شبكه ها پخش شد.

انشا الله که از غفلت باشد نه از .....

[ جمعه یکم آبان 1388 ] [ 9:18 ] [ منصور ]
امروز در گلستان دوباره حال و هوای خاصی حاکم شده بود.

هم در شرق استان(مینودشت) و هم در غرب استان(گرگان)

در یک زمان شهدای ۲ حادثه تروریستی با هم تشییع و خاکسپاری گردیدند و در این میان شقایقی دیگر

از گلهای سیستانی استان به خاک و خون کشیده شد.

پیکرهای مطهر شهید حمیدرضا ناصری رییس بازارچه مرزی پیشین(شهر سرباز)در گرگان

و شهید حسین تالانه مامور نیروی انتظامی که از همشهریان سیستانی ما میباشند و در ایرانشهر به

فیض شهادت نایل گردیدند در مینودشت تشییع شدند.

[ پنجشنبه سی ام مهر 1388 ] [ 13:14 ] [ منصور ]

در هفته نامه همزيستي شنبه 17 مرداد در صفحه اول! با عنوان" خبر ويژه "خبر از اعطاي فوق ديپلم يك ماهه به تعدادي از پرسنل انتظامي استان گلستان به نقل از اين وبلاگ داده بودند و با شرح تقريباً كامل و جامع.

و اما در شماره شنبه 4 مهرماه در صفحه دوم با عنوان توضيح و تكذيب مطالبي پيرامون صحت و سقم خبر فوق الذكر چاپ گرديده بود و اعلام بي اساس و كذب بودن خبر فوق را كرده بودند.

حال با اين تفاسير به ذكر نكاتي چند در اين مورد ميپردازم.

در ابتدا بايد از هفته نامه همزيستي تشكر نمايم كه در عين امانتداري مطلب فوق را با اندكي تلخيص و ويرايش و با ذكر منبع نقل كرده(كه در اين مورد خرده اي نميتوان گرفت و سپاسگزاريم) اما اي كاش بجاي نقطه چين هاي متن ،اصل كلمات را قرار ميداد تا خوانندگان دچار سردرگرمي نشوند ( بجاي اين كلمات نقطه چين گذاشته بودند:دانشگاه امام حسين – كميته – پاسدار).نكته ديگر اينكه اين خبر "علي الظاهر" نيست و اينجانب پس از تحقيق به راستي و درستي كامل خبر يقين يافتم.

و اما تكذيبيه:

نكته اول كه جلب توجه مينمايد اين است كه اين تكذيبيه از طرف هفته نامه همزيستي و مديران آن ميباشد نه از طرف مسئولين نيروي انتظامي استان كه در جاي خود قابل توجه و تعجب ميباشد چون اين عزيزان به محض برخورد با اخبار و تحليلهاي اينچنيني سريعاً و رأساً و بصورت واكنش سريع نسبت به آن واكنش نشان داده و اقدام به چاپ آن و در همان صفحه و همان ستون ميكنند اما در اين تكذيبيه اين مورد وجود ندارد و حتي فاصله زماني 7 هفته اي نيز بر ابهامات اين تكذيبيه افزوده است.

نكته دوم نتيجه گيري است كه نشان از بي اساس و كذب بودن موضوع فوق است.سوال اين است:چگونه اين نتيجه گيري معلوم شد؟ آيا با تحقيق و اطلاع رسانی آزاد و تاکید بر اصل چهارم دموکراسی يا با زور و اجبار و تهديد؟

نكته دوم : گفته شده كه عمل و فعاليت شعبه دانشگاه مذكور كاملا بر اساس استانداردهاي علمي و دانشگاهي مرتبط صورت گرفته...

خدا را شكر نمرديم و استانداردهاي علمي و دانشگاهي را هم فهميديم.اگر شركت 4 روزه در كلاسها آنهم بصورت نيم بند (اصطلاحاً لق و تق) و شير تو شير در كلاسها و اخذ امتحان (شما بخوانيد مشاوره و شورايي) در حد دبستان و اعطای فوق دیپلم استاندارد است واي به حال دانشگاههاي ما.

گفته شده كه نظرات وبلاگ نويس(اينجانب)صرفاً تخيلي و بر اساس اطلاعات مغرضانه بوده است.

خوب است عزيزان با اندكي پرس و جو از پرسنل ناجا در اين مورد تحقيق نمايند خصوصاً در مورد عنوان" سرگرد مجازي" كه به اين عزيزان اطلاق گرديده است كه اسامي تعدادي از آنان موجود ميباشد(در صورت نیاز و درخواست اعلام میگردد).در ضمن از كي تا حالا اين وبلاگ نسبت به ناجا مغرضانه برخورد كرده است؟آيا بيان بدعتها و پديده ها و بروز عجايب غرض ورزانه است؟الله اعلم

در پايان باز هم متذكر ميشوم كه تمامي مطالب فوق صحت داشته و حتي برگزاري دوره هاي ليسانس هم در دستور كار قرار گرفته است كه انشا الله فوق ديپلمه هاي مذكورعزيز از لحاظ ادامه تحصيل به بن بست برخورد نكرده و كماكان پله هاي ترقي را طي نمايند در ضمن خواهشمند است به این عزیزان اطلاع رسانی شود تا حداقل نام رشته تحصیلی خود را بدانند و حفظ کنند تا در برابر سوال:جناب سرگرد رشته تحصیلی شما چیست؟ به من من و اهم و اوهوم نیفتند و جواب آن را به چند تلفن به دوستان همکلاسی دیگر و در نهایت به پس از چند روز دیگر واگذار ننمایند.

البته بايستي در اين زمان هم مقايسه هايي داشته باشيم.بين اين عزيزان میانسال و کهنسال! و نيروهاي جوان كه مايل به ادامه تحصيل هستند اما بنا بر دلايلي(كارشكني و حسادت فرماندهان و رؤسا – بخشنامه هاي سازماني – فشردگي كارها و تداخل كلاسها با آن ) قادر به ادامه تحصيل نبوده و يا با زحمات و مشقات فراوان تحصيل كرده و در پايان تحصيل نيز بايد دلهره قبولي مدرك و اخذ درجه و يا عدم قبولي مدرك و بر باد رفتن چند سال تحصيل و هزينه دانشگاه و ..  را داشته باشند كه صد البته تبعيضي هضم ناشدني است.

باز هم از جناب آقاي تاج محمد كاظمي مدیر مسئول و سردبیر و ساير عوامل هفته نامه همزيستي كه بخاطر چاپ مطلب فوق مجبور و ملتزم به اعلام تكذيبيه(صد البته بجاي نيروي انتظامي) شدند پوزش خواسته و از آنان طلب بخشش مينمايم.

در پايان از دوست عزيزمان كه تمامي مطالب فوق را با كمك ايشان تهيه كرده و نگاشته ام تشكر مينمايم.

 

این هم اصل خبر:

 

دانشگاه 1 ماهه

دیشب به منزل عزیزی از نیروی انتظامی رفته بودم و با همدیگر صحبت از کار و زندگی و ابر و باد و مه و ... میکردیم.

در بین گفته هایش مطلبی را گفت که مو را بر تنم سیخ - دهانم را تا بناگوش باز - مخم را ۶ ریشتر لرزان و ... کرد.

در محل کار و در بین همکاران این عزیز اطلاعیه ای گذاشته میشود مبنی بر ادامه تحصیل کارکنان در دانشگاه امام حسین واحد گرگان!!!!  و شرایط آن این بود:

سنوات خدمتی بالای ۲۰ سال - دارا بودن مدرک دیپلم - پرداخت مبلغ بیش از ۲۰۰ هزار تومان!

(البته کارکنان کمیته سابق نصف مبلغ را پرداخت نمودند که خب از مزایا و الطاف پاسدار بودن است)

خلاصه آموزش شروع شد و  بعد از  ۱ ماه !!!!!! دیدیم دوستان خندان و بشاش صحبت از امتحانات و قبولی و اخذ مدرک فوق دیپلم میکنند.زمانی که پیگیر ماجرا شدند کاشف به عمل آمد که اینان در روزهای جمعه به کلاس رفته و پس از ۴ جلسه(۴ جمعه که همان یک ماه است) و اخذ امتحانات طاقت فرسا و سنگین و ثقیل و قبولی در آن موفق به اخذ (واژه اعطاء بهتر است) مدرک فوق دیپلم گردیدندو پس از چندی نیز از حقوق و مزایا و سایر حقوق حقه خود برخوردار گردیدند.

آقای علی کردان یادت بخیر.کجایی که بیایی و اسلاف خود را ببینی و به ایشان بابت اینهمه سعی و تلاش در فراگیری علم تبریک و تهنیت و خسته نباشی بگویید.

بنده که از دیشب تا الآن گیج و منگ و مدهوش شده و لحظه ای از مدرک دانشگاهی خود که با خون دل و مشقتهای بسیار آن را اخذ نموده ام چشم بر نمیدارم و پیش خود میگویم چقدر این دو مدرک با همدیگر متفاوت و نا همگون و ... هستند.

برادران وزارت علوم و ...واقعاْ اگر تحصیل آنهم در دانشگاه اینگونه است که خب اطلاع رسانی کنید بنده و فک و فامیل و دوستان و دیگر وبلاگ نویسان عزیز و متعهد حاضریم ۳ برابر مبلغ فوق را داده و در ۳ برابر زمان فوق هم تحصیل نموده و مدرک اخذ نماییم (یا اعطاء نمایید).

آخرین خبر : صحبت از برگزاری دوره کارشناسی در این دانشگاه!!! و اعطای مدرک لیسانس به همین عزیزان شده است.(احتمالاْ در طول ۸ جمعه که همان دو ماه است)

پیدا کنید پرتقال فروش ببخشید مدرک فروش را.

 

[ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ] [ 19:2 ] [ منصور ]

مهر که میاد برای همه بزرگترها خاطرات شیرینی زنده میشه که با یادآوری آنها به عمق دوران کودکی و نوجوانی میروند.

اول مهر که از تلویزیون چندین مراسم آغاز سال تحصیلی با انواع زنگها(زنگ برقی و چکشی و ممتد و منقطع و ...) دیدم خاطره ای برایم زنده شد که فکر نکنم تا آخر عمرم آن را فراموش کنم.

در یکی از سالهای دبستان که در روستا بودیم روز اول مهر ما را به صف کردند جهت کلاس بندی.

در آن مدرسه و برای آن مقطع ۲ کلاس و ۲ معلم بود یکی سیستانی و یکی فارس.

ابتدا معلم فارس گفت تمامی دانش آموزان فارس سمت چپ و تمامی دانش آموزان زابلی! سمت راست.بعد لیستی در آورد و اسامی دانش اموزان فارس(که از قضا اکثریت شاگرد زرنگ  و با هوش بودند) را نوشت و گفت من معلم شما هستم!

با آنکه سنم کم بود و بر طبق قاعده نباید چیزی می فهمیدم اما تلخی تبعیض را با اعماق وجودم حس کردم.هر چند سال بعد همین موضوع هم تکرار شده با این اختلاف که عده ما کم بود و ۴-۳ دانش آموز فارس هم به ما اضافه شد اما از نوع کم هوش.

به هر حال خوشحالم که در آن دو سال معلمان دلسوزی نصیبمان شد که هنوز که هنوز است به یادشان هستیم و قدردان زحمات آنان که همیشه این تبعیض را غیر مستقیم به ما گوشزد میکردند و همان شد باعث کوشش و تلاش و ترقی و پیشرفت ما.

[ جمعه سوم مهر 1388 ] [ 11:16 ] [ منصور ]

عطر دل‏انگیز ایمان در دل‏ها به مشام می‏رسد. گلبوته‏های صبر و مبارزه با نفس در جان‏ها شکفته می‏شود. روز عید فطر همه چیز رنگ و بوی خدایی دارد. هر چه اعمال نیک، تقوا و پرهیزکاری انسان بیشتر باشد، در روز عید به خدا نزدیک‏تر و عطر و بوی عید برای او دلپذیرتر است.

عید فطر زمان شکفتن گل‏های ایمان در دل و جان انسان است. تحفه خداوند به مؤمنانی است که با سلاح روزه به غبارروبی خانه دل پرداخته‏اند. آنان که پلیدی را از جان خود بیرون رانده‏اند و به جای آن اخلاص و ایمان را جایگزین کرده‏اند.

 آری عید سعید فطر روز تولد دوباره انسان است.

[ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ] [ 9:58 ] [ منصور ]

شب جمعه بود؛ گفت و گویی در لحظاتی ناب

وارد شدم بر کریم ، با دستانی خالی از حسنات و قلبی تهی از سلامت .....


ادامه مطلب
[ جمعه سیزدهم شهریور 1388 ] [ 12:1 ] [ منصور ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

كودك سيستاني عكاس:محمد شاهي پودينه
..............................................
با سلام به تمام سیستانیهای عزیز علی الخصوص همشهریان گلستانی.امیدوارم که تعامل خوبی با هم داشته باشیم.
نه راستی(به اصطلاح اصولگرا) هستیم و نه چپی(به اصطلاح اصلاح طلب).
بلکه غم و درد سیستانی داریم.
سیاسی کار نیستیم اما سیاسی فکر میکنیم.مشتاق شنیدن نظرات و گفته های شما هستم.
امکانات وب
فروش بک لینکطراحی سایتعکس